تبليغاتX
مرگ بر فتنه گر

مرگ بر فتنه گر

موسوی هرروز رادیکال تر از دیروز/ناامیدی موسوی از بازیگران داخلی/ تلاش برای ارتباط گیری بیشتر با خارج

اخبار دریافتی حکایت از رادیکال تر شدن میرحسین موسوی حکایت دارد.
به گزارش«جوان آنلاین»،شنیده شده است که پس از تلاش جریان اصلاحات به محوریت خاتمی برای جدایی فعالیت خود از میرحسین موسوی و مهدی کروبی ،موسوی با توجه به قطع ارتباط خود با بدنه اصلاح طلبان و سران آن رادیکال تر از گذشته شده و نسبت به سرمایه گذاری های داخلی ناامید شده است.
در همین خصوص شنیده شده که موسوی درصدد ارتباط گیری های بیشتربا خارج ازکشوربوده و در زمینه فعال کردن برخی لینک ها دربرخی کشورهای عربی و غربی اقدام کرده است.
گفتنی است پیش از این «جوان آنلاین» درخبر دیگری نوشته بود در محافلی که میرحسین موسوی با برخی مشاوران خود داشته در زمینه تحریم ها بررسی هایی صورت گرفته و براساس دیدگاه متوهمانه تصریح شده است که تحریم ها بزودی بر کشور اثر گذاشته و در آینده ای نزدیک کشور به سمت درگیری نظامی با غرب کشیده خواهدشد !
گفته می شود در این جلسات موسوی خود را منجی کشور درآینده اعلام کرده و برآلترناتیو بودن خود تاکید کرده است.
گفتنی است زاویه گرفتن موسوی از مبانی اصیل انقلاب با اتخاذ مواضعی همچون محکومیت اعدام عناصر ضد انقلاب از سوی وی،خداجو خواندن مسببان هتک حرمت به روز عاشورا،درهم نوریدن مرز خودی و غیر خودی و...آغاز و هم اینک با تصریح براینکه فرقه سبز در بستر تهدیدات موجود آلترناتیو مناسبی برای همکاری با غرب می باشد، ادامه دارد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 7:28  توسط admin  | 

کانون فتنه از انگلیس به کانادا منتقل می شود/تکنوکراتها فعال می شوند

درحالی خبر سفر مهدی هاشمی به کانادا توسط «جوان آنلاین» انتشاریافت که عده ای این تغییر محل وی را نوعی حرکت عادی تفسیر کردند ولی با دقت و واکاوی در این جابجایی به نشانه هایی برمی خوریم که حاکی از تغییر در کمپ فتنه گران است.
به گزارش«جوان آنلاین»،این تغییرکمپ حکایت از این دارد که تکنوکرات های که در سال های گذشته در کانادا زیرساخت های فراوان و شبکه های مالی – سیاسی وسیعی را برای خود فراهم نموده بودند قصد ایفای نقش موثرتری را درادامه تحرکات فتنه انگیزخود دارند.
در همین راستا گفته می شود جابجایی محور فعالیت ها از لژ لندن که به نوعی در اختیار اعضای ورشکسته ومنحله مشارکت می باشد به کانادا که پایگاه تکنوکرات ها می باشد ،در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
گفتنی است این جابجایی کمپ فتنه از انگلستان به کانادا در حالی صورت می گیرد که از میان 10 گروه تندرو صهیونیستی مستقر درآمریکا،اخیرا سه گروه آنها به کانادا نقل مکان داده اند و صهیونیست به دلیل وجود برخی ظرفیت های خود در کانادا این کشور را محیط مناسبتری برای فعالیت می دانند.خبرها حاکی است تمامی 10 گروه صهیونیستی آمریکایی قصد دارند مرکز فعالیت خود را در کانادا مستقر سازند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 7:28  توسط admin  | 

نزديکان کروبي دنبال خلع لباس شدن شيخ!

اين روزها بحث خلع لباس نفر پنجم انتخابات 88 در بين دوستان و نزديکان وي بسيار داغ شده است ودر جمعهاي مختلف نقل محافل مي باشد.
به گزارش جوان آنلاين اخيرا از يکي از نزديکان کروبي در مورد عکس العمل کروبي  واطرافيانش سئوال شد، وي گفت: "براي چه بايد اين مسئله طرح شود ، شيخ فرد وارسته ومومني است وتا آنجا که من مطلع هستم فردي مبارز ومبرز مي باشند ، اين مطالب قابل هضم نيست ، نشنيده ام تا بحال يک روحاني آنهم در سطح ايشان که يک چهره بين المللي واز مفاخر حوزه ها مي باشد(!) ، خلع لباس شده باشد ، اينهم جنگ رواني است وارزش چنداني ندارد ، حاج آقا هم نظرشان اين است که" نبايد اهميت داد" ، البته در تماس با بعضي دوستان زمزمه هايي شنيده شده . در ضمن به چه ادله اي ، بقول حاج آقا "اگر قرار باشد بابت حق گويي وايستادگي ودفاع از حقوق مردم لباس از تن کسي بدر آورن ، پس بايد همه مردم را لخت کنند" ، يعني شما فکر مي کنيد اگر ايشان خلع لباس شوند ، دست از مبارزه خواهند کشيد .
نامبرده افزود: البته اين که حاج آقا خودشان از کسوت روحانيت خارج شود و راحت تر و به دور از تعصبات روحاني گري به مبارزه ادامه بدهد امر ميموني است و ليکن اينکه او را خلع لباس کنند غيرممکن است البته اگر بازهم اين اتفاق بيفتد براي ايجاد شوک به هواداران مفيد است وليکن بعيد است اين اتفاق بيفتد.
وي در مورد عکس العمل خانواده ايشان گفت : نظر خاصي نداشتند و البته برايشان خنده دار بود .
لازم به ذکر است  باتوجه به خيانت ، وجنايتهاي کروبي در طول فتنه انگيري هاي بعد از انتخابات و تضعيف نظام جمهوري اسلامي با ادعاهاي باطل و کذب گويي هايي که به دفعات دروغ بودن آنها اثبات گرديده است و هتک حرمت لباس مقدس روحانيت توسط اين فرد ، بنظر مي رسد ، رسيدگي به جرائم عديده ايشان ، فوري ترين پاسخ به خواست مردم انقلابي باشد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 7:27  توسط admin  | 

حقارت تا به کجا؟!/نظرات خفت بار اصحاب فتنه در سیاست خارجی

شنیده شده یکی از اصحاب فتنه دریک سئوال و جواب برای یک موسسه پژوهشی خارجی پاسخ های بسیار بدیع و جالبی داشته است که اطلاع از این دیدگاه وتوجیهات این افراد در اطمینان خاطر دادنها به بیگانگان می تواند بسیار آموزنده باشد . 
به گزارش جوان آنلاین سئوال این بوده است  آیا از اجماع بین المللی برای اصلاح مسیر غلط جمهوری اسلامی حمایت می کنید :
و جواب اینگونه : به هرحال دنیا تا حدی می تواند تحمل کند ، یا باید به قواعد بازی پایبند باشند و یا هزینه آنرا بدهند .
وی مدعی شده که  این اجماع در مردم ایران هم بوجود آمده است ، سماجت و اصرار بر خودسری ها و به خطر انداختن انسانها ، فرقی نمی کند در ایران یا سایر ممالک ، بهه هر حال انسان ها آزادند ونباید کسانی نقش قیم را باز ی کنند  ، ما سالها سکوت کردیم و چون مسیر را کم وزیاد در جهت منافع مردم می دیدیم ترجیح این بود که نظاره گر باشیم، اگر چه قانع کننده نبود ولی قابل تحمل بود ، اما دقیقا از پایان دولت اصلاحات به بعد ما شاهد ماجراجویی وجدال با منافع مردم هستیم ، اگر کسی آنطرف دنیا حرفی بزند به حساب مداخله می گذاریم و آسمان وریسمان درست می کنیم ، آنوقت به راحتی در امور داخلی ومسائل بین همسایه های دولت هایی که به دروغ دشمن مردم معرفی کرده ایم دخالت می کنیم ، حمایت از یک جریان برعلیه یک کشور مستقل و مهمتر اینک منابع این کشور دارد صرف حمایت های بیهوده می شود ، اصلا این دشمن تراشی ها و هوار کردن ابرقدرتها بر سر مردم از کجا شروع شده است ، اصلا قصد نبود با دنیا مخاصمه کنیم ............، من ماجراجویی را از همان اول در این دولت پیش بینی کرده بودم ....... دوستان ما معتقدند که اینکارها بیشتر مصرف داخلی دارد تا خارجی.
 حالا اگر این تحلیل را هم بپذیریم ، باز هم می بینیم که آسیب آن به سطح بین المللی کشیده شده است و مردم ما خسارت آنرا باید بپردازند .
گفتنی است ،سخنان نامبرده دقیقا نشانگر این موضوع است که جریان وابسته به غرب که با عنوان جریان فتنه  در ایران شناخته شده است کاملا به صورت مرعوبانه از یک سو و از سوی دیگر در راستای پروژه ایران هراسی غرب در حال حرکت است و اگر در سالهای گذشته و در دولتهای قبلی در پوشش رفتار به اصطلاح دیپلماتیک این موضوع را پیگیری می کنند امروز به صورت عریان نظریات خفت بار خود را دنبال می کنند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 7:27  توسط admin  | 

انتقاد سایت حامی فتنه از وندالیزم رسانه ای اصلاح طلبان

وندالیزم رسانه ای توسط اصلاح طلبان در فضای مجازی باعث شد که سایت خودنویس از حامیان این جریان نسبت به توهین،تخریب،بی اخلاقی و رواج فرهنگ هوچیگری اصلاح طلبان در فضای مجازی انتقاد کند.
به گزارش«جوان آنلاین»،سایت خودنویس در مطلبی تحت عنوان«جنگ کثیف اصلاح طلبان در فضای سایبری» به قلم امین موحدی نوشت: دامنه تهدید توهین و تخریب و رواج فرهنگ هوچیگری و واندالیزم اینترنتی در حق منتقدین و نویسندگان غیر اصلاح‌طلب در سایت‌های سبز خصوصا بالاترین هر روز وسیعتر و وسیعتر می‌شود. از تهدید و توهین در بخش کامنت‌ها تا لینک‌های مستقیم در حق افراد و شخصیت‌های حقیقی‌ و حقوقی گرفته تا ارسال پیام‌های تهدید و توهین توسط ایمیل و بستن اکانتها و بلوکه کردن سایت‌ها و....صد‌ها فشار پیدا و پنهان دیگر . تا جاییکه دامنه این توهین‌های بسیار زننده با بکار بردن کلماتی‌ بس زشت گریبان هنرمندان و ورزشکاران و دیگر اقشار و شهر وندان ایرانی‌ را گرفته که بنا به دلایل و فشار‌های موجود در داخل بعضا در محافلی حضور ناخواسته واجباری دارند.
وی در بخشی از مطلب خود آورده است: مثال بارز این دریدگی‌های سبزهمان مورد آخر یعنی‌ قضیه خانم اوتادی میباشد که اصلاح‌طلبان بالاترینی بدون آنکه منتظر صحت و سقم قضیه باشند با کلماتی‌ چون فاحشه از این هنرمند ایرانی‌ پذیرایی‌ کرده حتا با افتخار در همین سایت بالاترین خبر هک سایت شخصی‌ ایشان را دادند و البته بعد معلوم شد که نقش خانم اوتادی در فیلم مورد نظر هتاکان واقعیت ندارد اما آنها که در توهین و تخریب مانند اوایل انقلاب السابقون والسابقون هستند، امان نداده و همان کردند که بارها کرده بودند.
این نویسنده سایتهای ضد انقلاب ادامه داده است: اگر آقای یحیی‌ نژاد و تیم مدیریتی اصلاح‌طلبشان می‌خواهند زهر چشم از دیگر شهروندان ایرانی‌ در قبال حضورشان در محافل اجباری بگیرند و اگر قائل به عدم گذشت و درک شرایط خفقان آور در کشور در قبال چنین محافل اجباری نیستند پس چرا از اعترافات دوستانشان که در رادیو و تلوزیون بر علیه جنبش سبز و ملت ایران سخن گفتند سخنی نمیگ‌ویند؟ پس چرا در مورد نقش و اطلاع آقای موسوی در کشتار دهه شصت و نیز نقش کروبی در عزل منتظری و... ساکت بوده و معتقد به گذشت هستند؟ اما سخن اصلی‌ اینجاست اگر آقای یحیی‌‌نژاد و دوستان اصلاح طلب وی اعتقاد دارند که کسی‌ نمی‌تواند در این مورد اقدامی حقوقی بکند سخت در اشتباه هستند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 7:26  توسط admin  | 

آقاي مجيد انصاري! امام مخالف صداي آمريكا بود

آقاي مجيد انصاري! امام مخالف صداي آمريكا بود

خبرگزاري فارس: محمدكاظم انبارلويي طي يادداشتي در واكنش به ادعاهاي مجيد انصاري براي زنده كردن جريان فتنه به بهانه بازخواني منشور برادري امام(ره) نوشت: امام در فضاي چندصدايي ايران هيچ وقت به بلند كردن صداي آمريكا در ايران توسط يك جناح رضايت ندادند.


روزنامه رسالت در سرمقاله امروز خود با عنوان "امام مخالف صداي آمريكا بود! " به قلم محمدكاظم انبارلويي آورده است: آقاي مجيد انصاري عضو مجمع روحانيون مبارز در مصاحبه با جماران نيوز در بازخواني منشور برادري امام(ره) مي‌گويد: "منشور برادري به رسميت شناختن چند صدايي در جامعه است. امام معتقد به چند صدايي بودند. "1
اين حرف درستي است و امام در منشور برادري صداهايي را كه در جهت نظام و انقلاب و ولايت فقيه هستند به رسميت شناخته‌ و نام برده‌اند. اما امام(ره) هرگز صداي آمريكا و صداي انگليس را در گفتمان انقلاب اسلامي به رسميت نمي شناسند و با آن مرزبندي دارند.
امام در منشور برادري صريحا فرمودند؛ "هر[ دوجريان ] كاملا متوجه باشند كه موضع گيري‌ها بايد به گونه‌اي باشد كه در عين حفظ اصول اسلام براي هميشه تاريخ، حافظ خشم و كينه انقلابي خود و مردم عليه سرمايه‌داري غرب و در راس آن آمريكاي جهانخوار و... باشند ".
امام صريحا تاكيد مي‌كنند: "هر دو جريان بايد با تمام وجود تلاش كنند كه ذره‌اي از سياست نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي عدول نشود... هر دو گروه بايد توجه كنند كه دشمنان بزرگ مشترك دارند كه به هيچ يك از آن دو جريان رحم نمي‌كنند. دو جريان با كمال دوستي مراقب آمريكاي جهانخوار و شوروي خائن به امت اسلامي باشند. "
امام در منشور برادري آمريكا را دشمن شماره يك معرفي مي‌نمايند. بنابراين امام در فضاي چندصدايي ايران هيچ وقت به بلند كردن صداي آمريكا در ايران توسط يك جناح رضايت ندادند.
جناب آقاي مجيد انصاري خوب مي‌دانند كه يك جريان در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري با تهمت تقلب به نظام، راي مردم را بر نتافت و حكم نهادهاي فيصله بخش همچون شوراي نگهبان و نهاد ولايت فقيه در اين دعوا و مرافعه را تخطئه كرد و اعلام جنگ به نظام داد. شعارهاي ساختارشكن در راهپيمايي‌هاي غيرقانوني 26 خرداد، 30 خرداد و روزهاي 13 آبان، 16 آذر، روز قدس و روز عاشورا مصداق اين اعلام جنگ بود.
جناب آقاي مجيد انصاري خوب مي‌دانند كه يك جريان كادرهاي رسانه‌اي خود را به خارج فرستاد تا صداي آمريكا و صداي بي بي سي را عليه ملت تقويت كند و اكنون كادرهاي اصلي گردانندگان صداي دشمن، دوم خردادي‌ها و يا همان جناحي است كه امام(ره) در منشور برادري از آنها چشم ياري به نظام، انقلاب و ولايت فقيه داشتند. آقاي مجيد انصاري عضو مجمع روحانيون مبارز و يكي از دو مخاطب امام در منشور برادري هستند. مجمع روحانيون مبارز به عنوان اعتراض به نتايج انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري، روز 30 خرداد 88 روز قيام منافقين عليه امام(ره) اعلام راهپيمايي كرد. من در همان ايام در سرمقاله‌اي مشفقانه به حضرات مجمع عرض كردم به مصلحت شما نيست كه در سالروز اعلام جنگ منافقين با نظام در سال 60 شما با اعلام راهپيمايي، دستور شورش خياباني صادر كنيد. آن هم يك روز پس از خطبه هاي روشنگرانه مقام معظم رهبري كه در آن همگان را به رعايت قانون و حفظ هوشياري در برابر نبرد نرم آمريكا عليه ملت ايران و رعايت حقوق ملت دعوت فرموده بودند.
خوشبختانه آن راهپيمايي را "مجمع " چند ساعت قبل از برگزاري لغو كرد. اما تجمع و راهپيمايي برگزار شد. متاسفانه يك جناح بر طبل مخالفت با راي ملت و ستم به جمهوريت نظام و بلندتر كردن صداي آمريكا عليه راي ملت كوبيدند و به اردوكشي‌هاي خياباني خود بر خلاف منشور برادري ادامه دادند.
آقاي مجيد انصاري خوب مي‌دانند كه يك جريان بر خلاف رهنمودهاي امام خميني(ره) در منشور برادري تا آنجا پيش رفتند كه در 16 آذر عكس امام را به آتش كشيدند، در روز قدس با شعار نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران، آرمان امام در رهايي قدس را به سخره گرفتند و در روز عاشورا مقدسات مردم را به بازي گرفتند تا جايي كه فرياد ملت در 9 دي سال 88 در سرتاسر ايران از اين همه جفا و همگرايي با دشمن بويژه آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي به آسمان بلند شد و در اندازه يك رفراندوم از اين رويكرد تبري جستند و بنيانگذاران اين راه را نفرين كردند. اين فرياد در راهپيمايي 22 بهمن سال 88 يك بار ديگر خود را نشان داد.
آقاي انصاري خوب مي‌دانند كه امام معتقد به چند صدايي در جامعه ما بودند اما هرگز به تبليغ و ترويج صداي آمريكا و صداي انگليس رضايت نمي‌دادند. امروز كار اصلي همان جناحي كه مخاطب امام در منشور برادري است اين است كه صداي خود را از صداي آمريكا و انگليس تفكيك كند. وظيفه اصلي اين جناح آن است كه براي ابراز وفاداري به منشور برادري از كساني كه از انگليس پناهندگي سياسي گرفتند تا صداي انگليس را در ايران تقويت كنند تبري جويند. آنها بايد بگويند صداي وزير ارشاد دولت اصلاحات در راديو بي‌ بي سي صداي ما نيست. آنها بايد بگويند حرف‌هاي كفر آلود اكبر گنجي عليه مقدسات شيعه و بويژه امام(ره) صداي ما نيست.

آنها بايد به مردم بگويند صداي آلوده به ارتداد حسين حاج فرج دباغ معروف به سروش صداي آنها نيست.
آقاي انصاري و دوستانشان در مجمع روحانيون مبارز بايد مداخله آمريكا و انگليس را در رقابت‌هاي سياسي به عنوان تقويت يك صدا محكوم كنند و از ننگ حمايت اجانب از نامزدهاي مورد حمايت خود تبري جويند. آقاي انصاري و دوستانشان در مجمع روحانيون مبارز بايد بپذيرند مدال شجاعت به مهدي كروبي دبير كل سابق مجمع روحانيون مبارز با عنوان "شيخ شجاع " از سوي راديو آمريكا و راديو بي بي سي و راديو رژيم صهيونيستي و سايت‌هاي ضد انقلابي از جمله منافقين و سلطنت طلبان يك ننگ است و بايد رسما اين ننگ را از دامن خود پاك كنند. اين مدال نشانه عدول از خط امام(ره) و عدول از خطوط كلي منشور برادري است. آقاي انصاري و دوستانشان در مجمع روحانيون مبارز بايد بپذيرند نامزد مورد تائيد آنها در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در مناظرات تلويزيوني در برابر منطق اصولگرايي فرزند مظلوم ملت يعني دكتر محمود احمدي‌نژاد نتوانست افكار عمومي را راضي كند. لذاراي ملت بويژه محرومان و مستضعفان - همان كساني كه امام(ره) آنها را ولي نعمت خود مي‌دانست - به سوي نامزد اصولگرايان سرازير شد اما نامزد شكست خورده با پشتوانه اشراف و چراغ سبز آمريكا به 40 ميليون راي كه پشتوانه مشروعيت سياسي نظام بود اعلام جنگ و اقتدار ملي را هدف قرار داد. او و مجمع پشيزي براي راي اكثريت و حقوق برگزيده ملت ارزش قائل نبودند لذا اردوكشي خياباني را براي تشفي درد عدم دستيابي به قدرت برگزيدند. مردم با اين بي‌مهري چه كنند؟ امام(ره) فرمود؛ "ميزان راي ملت است " آنها حريم و حرمت اين ميزان را مراعات نكردند.
آقاي انصاري بايد بگويند حالا كه اين ميزان و ميزاني را كه امام در منشور برادري فرمودند قبول ندارند چه بايد كرد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 7:25  توسط admin  | 

تاج‌زاده: كار تمام است؛ احمدي‌نژاد در دور اول پيروز است

تاج‌زاده: كار تمام است؛ احمدي‌نژاد در دور اول پيروز است

خبرگزاري فارس: مصطفي تاج‌زاده از اعضاي ستاد موسوي به بعضي اعضا گفت: "كار تمام است و احمدي‌نژاد در دور اول پيروز انتخابات است. "


در ادامه واكاوي حوادث و فتنه پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري 88 برآنيم كه ساختار، شاكله و اهداف مسببين اين غائله كه هزينه‌هاي گزاف مادي و معنوي براي نظام مقدس جمهوري اسلامي در بر داشته‌اند را مورد بررسي قرار دهيم. از همين رو پس از بررسي " شكل‌گيري و برخي مؤلفه‌هاي ايدئولوژي تجديدنظرطلبان "، "فرايند دستيابي "، " راهبرد تبليغاتي و گفتمان انتخاباتي ميرحسين موسوي "، " گفتمان محمود احمدي‌نژاد از انتخابات نهم تا دهم رياست‌جمهوري " و "بررسي نتيجه انتخابات دهم رياست جمهوري با روش "تحليل گفتماني " به فصل ششم يعني "شواهد آگاهي جبهه دوم خرداد از سلامت انتخابات " مي‌پردازيم:

1. آگاهي به پيشتازي احمدي‌نژاد بر موسوي در سراسر كشور در پيش از انتخابات

پس از مناظره سيزده خرداد و دريافت بازتاب‌هاي آن در جامعه از سوي مسئولان ستادهاي انتخاباتي، روشن شد كه آراي احمدي‌نژاد در سراسر كشور با اختلاف قابل‌توجهي از موسوي بالاتر است. بسياري از مراكز نظرسنجي علمي و معتبر داخلي كه گزارش‌هاي محرمانه خود را به مسئولان منتقل مي‌ساختند، به روشني خبر از پيروزي احمدي‌نژاد در دور نخست انتخابات مي‌دادند. بنابر نتايج يكي از اين نظرسنجي‌ها كه در روزهاي 19 و 20 خرداد توسط مركز افكارسنجي جهاد دانشگاهي (ايسپا)، كه در انتخابات به موسوي گرايش داشت، انجام شد و البته از انتشار نتايج عمومي آن تا بعد از انتخابات خودداري كرد، 56.2 درصد شركت‌كنندگان در نظرسنجي اعلام كرده بودند به احمدي‌نژاد و 29.8درصد به موسوي رأي مي‌دهند كه در مقايسه با نتايج نهايي مشخص مي‌شود، رأي هر دو كانديدا بين 4 تا 5 درصد كمتر ارزيابي شده بود كه اين ميزان خطا در نظرسنجي‌هاي معمول، پذيرفته شده است.

جامعه آماري اين طرح، همه شهروندان بالاي 18 سال ايراني از اقشار و گروههاي اجتماعي مختلف در زمان اجراي طرح است. شيوة نمونه‌گيري اين نظرسنجي به صورت چند مرحله‌اي (طبقه‌اي - خوشه‌اي) و در سطح ملي است. نمونه تحت بررسي در اين مطالعه شامل 13907 نفر از شهروندان ايراني است. ميانگين سني نمونه 29/36 سال بوده است. 28.3 درصد پاسخگويان گروه سني 25-18 سال، 27.4 درصد در گروه سني 35-26 سال، 19 درصد در گروه سني 45-36 سال، 13.6 درصد در گروه سني 55-46 سال و 11.1 درصد بالاي 56 سال قرار داشتند. توزيع پاسخگويان در مقاطع مختلف تحصيلي بدين گونه است: 9.8 درصد پاسخگويان بي‌سواد، 15 درصد داراي تحصيلات ابتدايي، 9 درصد راهنمايي، 1/42 درصد داراي تحصيلات متوسطه و ديپلم، 21.8 درصد كارداني و كارشناسي و همچنين 1/7 درصد پاسخگويان داراي تحصيلات تكميلي بوده‌اند.

با توجه به مناظره‌هاي كانديداهاي مختلف كه در روزهاي قبل از نظرسنجي از تلويزيون پخش شده بود، از پاسخگويان پرسيده شد: به نظر شما در اين مناظره كداميك از اين دو نفر صداقت بيشتري داشتند. با توجه به اينكه پربيننده‌ترين مناظره، مناظره آقايان احمدي‌نژاد و موسوي بود، 55.8 درصد از پاسخگويان بيان داشته‌اند كه آقاي احمدي‌نژاد در اين مناظره صادق‌تر بوده و 4/35 درصدِ افراد بر اين عقيده بوده‌اند كه آقاي موسوي صادق‌تر بوده است.

در گزارش اين مركزِ افكارسنجي آمده است: "براي برآورد رأي نامزدهاي انتخابات و تعيين موقعيت و جايگاه آنها در افكار عمومي اقدام به سنجش آراي آنها كرده‌ايم. لازم به يادآوري است در برخي استان‌ها براي امكان ارائه برآورد استاني، نمونه اختصاص يافته به استان بيش از سهم متناسب با جمعيت آن است. لذا براي محاسبه آرا در كل كشور بايد درصد آراي كانديداها در هر استان به هر وسيله نسبت به جمعيت واجدين شرايط آن استان نسبت به كل جمعيت واجدين شرايط تعديل شود. بر اساس درصد آراي وزني در كل نمونه آماري، آقاي احمدي‌نژاد با 49.7 درصد، آقاي موسوي 31.6 درصد، آقاي رضايي با 4.7 و آقاي كروبي با 4.2 درصد در رتبه‌هاي اول تا چهارم نظرسنجي در بين جامعه آماري قرار دارند.

لازم به ذكر است كه در بين كانديداها آراي آقاي احمدي‌نژاد در مناطق روستايي بيش از مناطق شهري است.
اما وقتي در بين پاسخگوياني كه گفته‌اند، قطعاً در انتخابات شركت خواهند كرد، نتايج را بررسي كنيم، بر اساس درصد آراي وزني آقاي احمدي‌نژاد با 54.4 درصد، آقاي موسوي با 31.7 درصد، آقاي رضايي با 4.2 درصد و آقاي كروبي با 1.9 درصد در رتبه‌هاي اول تا چهارم قرار مي‌گيرند. "(1)

نكته قابل توجه درباره نتايج نظرسنجي مراكز نزديك به موسوي اين است كه گرچه اين مطالب قيد محرمانه داشته و براي مسئولان ستاد و در دسترس دايره محدودي قرار مي‌گرفته، اما بعيد است كه خودِ موسوي در جريان اين نتايج قرار نگرفته باشد. البته از سوي ديگر مي‌توان در نظر داشت كه برخي مسئولان ستاد موسوي نيز گفته بودند كه آنها به دستور مهدي هاشمي براي بالا بردن روحيه موسوي، در نتايجِ برخي نظرسنجي‌هاي ساختگي دست برده بودند.

در واقع بر اساس همين دريافت‌هاي از جامعه بود كه ستادهاي موسوي پس از مناظره سيزده خرداد در بهت و افسردگي فرو رفت. مناظره سيزده خرداد، شيرازة ستاد موسوي را از هم جدا كرد و گرد و غبار يأس و نااميدي را بر چهرة مسئولان ستاد نشانيد. مسئولان ستادهاي موسوي پس از سيزده خرداد ديگر شور و اشتياق سابق را نداشتند و از واقعيتي كه در حال شكل‌گيري بود، بيمناك بودند.

تلاش آنها اين بود كه از سرايت يأس خود به اعضاي ستاد جلوگيري كنند، اما فضايي كه پس از مناظره به وجود آمد و شوري كه در حمايت از احمدي‌نژاد در جامعه شكل گرفت و نمونه آن در مراسم سالروز رحلت امام خميني و سفر احمدي‌نژاد به اصفهان متجلي شد به مسئولان و پشتيبانان ستاد موسوي نشان داد كه شرايط به نفع آنها به پيش نمي‌رود.

اين موضوع حتي به جدايي اعضاي ستادهاي موسوي در شهرستان‌ها انجاميد. خبرگزاري فارس در گزارشي به نقل از خبرنگاران استاني خود در 16 خرداد مي‌نويسد: "پس از برگزاري مناظره احمدي‌نژاد و ميرحسين موسوي، مردم شهرها و روستاهاي كشور با در دست داشتن پرچم جمهوري اسلامي ايران و تصاويري از احمدي‌‌نژاد به خيابان‌ها ريخته و پيروزي قاطع احمدي‌نژاد را در مناظره جشن گرفتند.

از سوي ديگر، افشاگري‌هاي احمدي‌‌نژاد درباره بازيگردانان پنهان ستادهاي انتخاباتي ميرحسين موسوي و افشاي جريان‌هاي سياسي و اقتصادي كه به گفته احمدي‌نژاد، اينك در پشت نقاب حمايت از ميرحسين موسوي به صحنه آمده‌اند، موجب شد تا هواداران و اعضاي ستاد ميرحسين دچار ترديدهاي جدي شده و دست به انشعاب بزنند. گزارش خبرنگاران فارس از شهرهاي اصفهان، تبريز، شيراز، اهواز، مشهد، كرمان، ساري، رشت، همدان، زنجان، قزوين، كرمانشاه، اروميه، اردبيل، زاهدان، سنندج، بندرعباس، بوشهر، اراك و بسياري ديگر از شهرها حكايت از آن دارد كه بخشي از نيروهاي انشعابي به ستادهاي مهدي كروبي، بخشي ديگر به محسن رضايي و بخش عمده آنها به ستادهاي احمدي‌نژاد پيوسته‌اند.

اين گزارش مي‌افزايد: فضاي يأس آلودي كه اينك بر ستادهاي انتخاباتي ميرحسين موسوي حاكم شده، مسئولان اين ستاد را با مشكلات عديده‌اي مواجه ساخته است. "(2)

پس از مناظره سيزده خرداد، حاميان احمدي‌نژاد با برداشتي كه از انعكاس آن در جامعه داشتند، احساس پيروزي مي‌كردند و حاميان موسوي نيز بر همين اساس احساس شكست داشتند.

اين مطلب را مي‌توان از عناوين خبري رسانه‌هاي هر دو طرف به دست آورد. در عناوين روزنامه‌هاي حامي احمدي‌‌نژاد در روز 16 خرداد، تيترهايي در حمايت از مناظره آمده بود كه در آن ميان مي‌توان به موارد زير اشاره كرد: در عناوين خبري روزنامه "وطن امروز " ضمن انتخاب عكسي از اجتماع باشكوه مردم اصفهان در ميدان امام خميني اصفهان عناوين زير به چشم مي‌خورد: "اصفهان در استقبال از احمدي‌نژاد حماسه‌ساز شد؛ "قيام ميليوني نصف جهان "؛ "نظرسنجي‌هاي جديد نشان داد: رشد خيره‌كننده آراي احمدي‌‌نژاد پس از مناظره ".

روزنامه رسالت گرچه به دليل مشي ملاحظه‌گر روزنامه خود عنوان "امام ثابت كرد مي‌توانيم و قدرتمنديم " را برگزيد اما در سرمقاله خود با قلم محمدكاظم انبارلويي با مطرح ساختن "قدرت نقد و نقد قدرت " به حمايت از احمدي‌نژاد در مناظره پرداخت و نوشت: "دكتر محمود احمدي‌نژاد بسياري از حرف‌هايي كه به صورت پچ پچ در ميان مردم مطرح بود، شجاعانه مطرح كرد. او هزينه‌اي زياد براي طرح اين مباحث به لحاظ حقوقي پرداخت. طبيعي است پاي آن بايستد و از آن دفاع كند. اين مفهوم رقابت را پررنگ‌تر مي‌كند و يك رويكرد مبارك است. "(3)

روزنامه جوان در همين روز عناوين خبري زير را برگزيد: "پس از مناظره انتخاباتي ميان احمدي‌نژاد و موسوي صورت گرفت: موج دوم احمدي‌نژاد فراگير شد "؛ "استقبال تاريخي مردم اصفهان از احمدي‌نژاد " و "اعلام موجوديت كميته صيانت از جان رئيس‌جمهور ". در روزنامه ايران هم عناوين زير درج بود: "آثار عزت ملت بزرگ ايران در دنيا نمايان است "؛ "احمدي‌نژاد: مجموعه‌اي با محوريت هاشمي رفسنجاني در برابر من ايستاده‌اند "؛ "اهانت بي‌سابقه محمد هاشمي به رئيس‌جمهور " و "حماسه تاريخي مردم اصفهان در استقبال از رئيس‌جمهور ". روزنامة ايران عصر، تصويري از نوشته‌اي در استقبال مردمي اصفهان از احمدي‌‌نژاد را به چاپ رسانيد كه در آن آمده بود: "معرفي مفسد، ادامه، ادامه ". همچنين اين عنوان را از مطالب احمدي‌‌نژاد برگزيد كه: "هر جا مي‌خواستيم اصلاح كنيم به حريم ممنوعه مي‌رسيديم. "

به عبارت ديگر، پس از مناظره احمدي‌‌نژاد و موسوي، چون تحليل‌گران سياسي آن مناظره را به طور كامل به سود احمدي‌‌نژاد تحليل كردند و بازنده مناظره را موسوي دانستند، رسانه‌هاي اصول‌گرا نه تنها به رفتارهاي انفعالي روي نياوردند بلكه به بازتاب مطالب مطرح شده در آن پرداختند و به شدت از آن استقبال كردند. در حالي كه رسانه‌هاي اصلاح‌طلب، چون موسوي را بازنده مناظره مي‌دانستند با رفتاري انفعالي از پرداختن به مطالب مطرح شده در مناظره طفره رفتند و سعي كردند با ايجاد حاشيه‌هايي براي مناظره، خبر اصلي را تحت پوشش و مورد غفلت افكار عمومي قرار دهند و به شعار اخلاق‌گرايي متوسل شوند.

در واقع شعار انفعالي "ادب مرد به ز دولت اوست " نيز در چنين شرايطي معنا و كاربرد مي‌يافت. آنان كه از قبل تلاش داشتند با استفاده ابزاري از اخلاق، كانديداي خود را اخلاقي جلوه دهند و رقيب را با رذايل اخلاقي به تصوير بكشند، به دليل آن كه توان پاسخ به مسئله‌ها و پرسش‌هاي مطرح شده در مناظره را نداشتند اصولاً در پي آن برآمدند تا صورت مسئله را پاك كنند. آنها به جاي پاسخ به "ما قال " تخريب "من قال " را برگزيدند تا از اين طريق نيازي به پاسخگويي نباشد. وقتي تبليغ شود احمدي‌نژاد دروغگو است، تشنه قدرت است و از هيچ كاري براي ماندن درقدرت ابا ندارد، ديگر نيازي نيست تا به پرسش‌هايي كه او مطرح كرد و بنيان گفتمان موسوي را به چالش كشيد، پاسخ داد. لذا رسانه‌هاي دوم خرداد پس از پايان تعطيلات نيمه خرداد و در روز شنبه 16 خرداد، مطالب و عناوين زير رابرگزيدند.

روزنامة ياس نو عنوان زير را برگزيد: "موسوي: مردم فضاي دروغ و فريب را عوض مي‌كنند " در روزنامة سرمايه، عناوين زير به چشم مي‌خورد: "ميرحسين: آمده‌ام جريان پرونده‌سازي عليه مردم را تغيير دهم "؛ "سيدحسن خميني: اخلاق يعني دروغ نگوييم و تهمت نزنيم ". روزنامة تحليل روز عنوان "ادب مرد به ز دولت اوست " را انتخاب كرد. روزنامة كلمه سبز با برگزيدن تصويري ناشايست و دست‌كاري شده از احمدي‌نژاد، عناوين زير را درج كرد: "واكنش‌ها به تاريخي‌ترين مناظره "؛ "وكيل زهرا رهنورد: احمدي‌نژاد عذرخواهي نكند شكايت مي‌كنيم "؛ "موسوي: ايران را از دست دروغگويان و پرونده‌سازان نجات مي‌دهيم ".

در سرمقاله اين روز كلمه سبز با عنوان "قامت بلند اخلاق " و به قلم عليرضا حسيني بهشتي چنين آمده است: "آن چه من ديدم را ميليون‌ها نفر ديگر هم ديدند و نيازي به تكرار آن نيست: در يك سو، رئيس‌جمهوري كه با همه توان در تخريب مخالفان و منتقدان و تحريف واقعيت‌ها مي‌كوشيد تا به هر قيمتي كه شده 4 سال ديگر در مسند قدرت باقي بماند، و در طرف ديگر مردي از سالهاي درخشان صدر انقلاب اسلامي و همنشيني رهبر فرزانه‌اي كه بدون هيچ هواي نفسي، روندهاي جاري در كشور را به ضرر آيندگان مي‌داند و ميراث پاك اين انقلاب را در معرض كج‌انديشي، قدرت‌طلبي، مردم‌فريبي و از همه مهم‌تر، فرار از عقلانيت جمعي مي‌بيند. "(4)

گزيده آن كه، رويكرد انفعالي رسانه‌هاي اصلاح‌طلب خبر از شكست موسوي در مناظره داشت كه به طور مستقيم در نتيجه انتخابات تأثيرگذار بود. در واقع سعيد حجاريان با وجود شناختي كه از موسوي و احمدي‌نژاد داشت پيشاپيش اين شكست را به او هشدار داده بود و عملاً از او خواسته بود كه در مناظره با احمدي‌نژاد شركت نكند. به اعتقاد او گرچه عدم شركت موسوي نتيجه را سه بر صفر به سود احمدي‌نژاد مي‌كرد، اما حضور موسوي در مناظره به نتيجه شش بر صفر منتهي مي‌شد.

به عبارت ديگر، با تغيير اوضاع تبليغي پس از مناظره و نيز نظرسنجي‌هايي كه پيش از انتخابات انجام مي‌شد، بسياري از مديران و مسئولان كشور كه بسياري از آنان با ستاد موسوي رابطه داشتند، از چگونگي توزيع آرا باخبر بودند و از احتمال بالاي شكست موسوي آگاهي داشتند. عليرضا پويا، رئيس مركز تحقيقات صدا و سيما، كه مركز زيرنظر وي نتيجه انتخابات را در طي يك نظرسنجي پيش‌بيني كرده بود در اين باره مي‌گويد: "در روزهاي انتخابات چون شائبه اين هست كه اعلام نتايج در جهت‌گيري و گرايش مردم به سمت يك كانديداي خاص اثر داشته باشد، لذا ما از انجام اين كار امتناع كرديم، ولي بسياري از مديران و مسئولان از نتايج نظرسنجي‌هاي ما مطلع بودند. "(5)

البته اين نتيجه تنها به مراكز نظرسنجي داخلي محدود نمي‌شد، بلكه برخي مراكز نظرسنجي غربي نيز چنين اتفاقي را پيش‌بيني مي‌كردند. به طور نمونه سازمان غيردولتي "ترور فري تومارو " كه سازماني تخصصي و غيردولتي در آمريكاست و در زمينه مطالعات افكار عمومي فعاليت دارد در آستانه انتخابات ايران يك نظرسنجي تلفني در 30 استان انجام داد كه بر پايه نظرسنجي آن، احمدي‌نژاد دو برابر بيشتر از مخالفانش رأي به دست آورد. نتيجه اين نظرسنجي در روزهاي مانده به انتخابات در خبرگزاري فرانسه و رويترز منتشر شد.(6)

همچنين روزنامه "واشنگتن پست " در گزارشي درباره پيش‌بيني نتيجه انتخابات در ايران مي‌نويسد: نمونه‌گيري علمي دقيق ما از سراسر تمامي 30 استان ايران نشان داد كه احمدي‌نژاد كاملاً پيشاپيش ديگر رقباست. به عنوان مثال، طي مبارزات انتخاباتي موسوي بر هويت آذري خود تأكيد كرد تا نظر رأي‌دهندگان آذري را جلب كند، با وجود اين، نظرسنجي‌ اين روزنامه نشان داد كه با اختلاف دو برابر آرا نسبت به موسوي، آذري‌ها از احمدي‌نژاد طرفداري مي‌كنند. اين روزنامه در گزارش خود مي‌افزايد كه بيشتر گزارش‌ها، جوانان ايراني و اينترنت را به عنوان منادي تغيير در اين انتخابات ترسيم كرده‌اند، اما نظرسنجي اين روزنامه نشان مي‌دهد كه تنها يك سوم ايرانيان با اينترنت سر و كار دارند. اين در حالي است كه جوانان 18 تا 24 سال، قدرتمندترين گروه انتخاباتي را براي احمدي‌‌نژاد در ميان تمامي گروه‌هاي سني تشكيل دادند. بر اساس اين گزارش تنها گروه جمعيتي كه بر اساس اين نظرسنجي در ميان آنها موسوي نسبت به احمدي‌‌نژاد از برتري برخوردار بود يا با وي قابل رقابت بود، دانشجويان و فارغ‌التحصيلان دانشگاه و ايرانيان با بالاترين ميزان درآمد بودند.(7)

اما گذشته از تمام اين نشانه‌ها و قرائني كه نشان مي‌دهد در ستاد موسوي پيش از انتخابات نتيجه شكست براي آنان معلوم بوده است، خوداقراري‌ها و اظهاراتي است كه برخي از اين افراد درباره شكست پيش از روز انتخابات داشته‌‌اند. پس از اعلام نظرسنجي‌هاي روز 17 خردادماه خبرنامه دانشجويان ايران نوشت: مجموعه خبرهاي بد براي ستاد آقاي موسوي موجب شده است فضاي نااميدي در بين اعضاي ستاد حاكم شود و كار به برخوردهاي تند داخلي برسد. در همين باره مصطفي تاج‌زاده از اعضاي ستاد موسوي به بعضي اعضا گفته بود "كار تمام است و احمدي‌نژاد در دور اول پيروز انتخابات است. " اين گزارش همچنين ادامه مي‌دهد، برخلاف تصور قبلي اعضاي ستاد مبني بر فراگيري موج سبز در كشور، هم‌اكنون موج سياه نااميدي به رغم تصور سران ستاد موسوي به بدنه اين ستاد انتقال يافته و باعث ركود در فعاليت‌هاي ايجابي ستاد و اوج‌گيري انگيزه ايجاد آشو‌ب‌هاي خياباني شده است.

ادامه دارد....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 7:24  توسط admin  | 

تاكتيك جديد فتنه گران براي انتقام از رئيس مجلس (خبر ويژه)

تاكتيك جديد فتنه گران براي انتقام از رئيس مجلس (خبر ويژه)

هدايت كنندگان اقليت مجلس در خارج از پارلمان كه جزو ستاد فتنه 88 محسوب مي شوند، پروژه منافقانه اي را عليه فراكسيون اصولگرايان و رئيس مجلس شوراي اسلامي طراحي كرده اند.
طراحان اين پروژه طي هفته هاي اخير تلاش كرده اند از يك طرف، اختلاف سلايق ميان فراكسيون اصولگرايان را برجسته و پررنگ كنند و ضمن بازي گرفتن دو سه نفر از اعضاي اين فراكسيون چنين القا كنند كه بخشي از فراكسيون اصولگرايان با اقليت مجلس به تفاهم و ائتلاف رسيده اند و از طرف ديگر چهره اصولگرايانه دكتر لاريجاني را مخدوش سازند.
در اين راستا طي هفته هاي اخير خبرگزاري ايلنا، سايت پارلمان نيوز و برخي روزنامه ها نظير شرق، آرمان و... مامور شده اند ضمن مصاحبه ها و گزارش هاي صفحه اولي به اختلاف در فراكسيون اصولگرايان دامن بزنند. به عنوان مثال سخنگوي اقليت در مصاحبه اي مدعي شده همدلي و ائتلاف نانوشته اي ميان فراكسيون اقليت و برخي نمايندگان اصولگرا وجود دارد و فراكسيون اصولگرايان تا مرز انشعاب پيش رفته است(!!) و يا رئيس و برخي اعضاي فراكسيون اقليت نيز عين همين جملات را تكرار كرده اند.
از سوي ديگر خدشه در اصولگرايي رئيس مجلس و (رئيس فراكسيون اصولگرايان) از طريق القاي نزديكي وي با فراكسيون اقليت هم شدت گرفته است. چندان كه روزنامه زنجيره اي شرق، روز گذشته در حركتي ناشيانه تيتر «تبريك اصلاح طلبان به لاريجاني»(به خاطر انتخاب به رياست فراكسيون) را برگزيد و نوشت «تبريك سخنگوي اقليت به لاريجاني مورد انتقاد برخي نمايندگان قرار گرفت كه رئيس ابقا شده را عتاب مي كردند مبني بر اين كه كار لاريجاني به كجا رسيده كه اقليت برايش تبريك مي فرستند» در ادامه اين تحركات خبرگزاري ايلنا خبري را مبني بر ديدار هفته آينده اقليت مجلس با دكتر لاريجاني منتشر كرده است.
يادآور مي شود اجراي اين پروژه توسط نيروهاي ميداني افراطيون در مجلس و تظاهر به تفاهم و همدلي با طيفي از اصولگرايان و علي لاريجاني در حالي است كه جريان رسانه اي و حزبي افراطيون در جريان انتخابات مجلس هشتم، منتخبان اصولگرا را علي الاطلاق، «راه يافته به مجلس»، «وابسته به حزب پادگاني»، «دولتي» و فاقد مشروعيت معرفي مي كرد و پس از آن نيز تا مدت ها به تخريب كليت مجلس اصولگرا پرداخت. جريان نفاق همچنين درگذشته خود بارها به تخطئه و تخريب و ترور شخصيت دكتر لاريجاني پرداخته است، چه آن هنگام كه وي رئيس سازمان صدا و سيما بود، چه پس از آن كه دبير شوراي عالي امنيت ملي شد و آن جمله طلايي را گفت كه در جريان برخي مذاكرات هسته اي در دوره اصلاحات «درّ غلطان را داديم و آب نبات گرفتيم».
گزارش هاي موثق حاكي است افراطيون، رئيس مجلس را يكي از چهره هاي مورد اعتماد نظام مي دانند كه به اعتبار سوابق اصولگرايانه اش بايد مورد انتقام قرار گيرد آنها در عين حال معتقدند اين انتقام بايد به شيوه اظهار نزديكي افراطيون و فتنه گران به لاريجاني و تخريب اعتبار و حيثيت وي باشد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 13:2  توسط admin  | 

اكبر گنجي: ما بي شماريم يعني چه؟! جنبش و شبكه كجا بود؟ (خبر ويژه)

اكبر گنجي ول كن معامله نيست! او پس از آن كه به استناد نظرسنجي هاي اصلاح طلبان و اظهارات كساني چون بهزاد نبوي، تاج زاده، رمضان زاده و عبدي ثابت كرد تقلب واقعيت ندارد و سپس تحت فشار به قول خودش «استبداد سبز» مجبور شد عقب نشيني كند، باز هم به فتنه گران و اپوزيسيون ضد انقلاب گير سه پيچ داده كه كو؟ كدام جنبش و شبكه اجتماعي سبز؟!
وي در ادامه پرسش هاي خود از ماهيت مفقود «جنبش سبز» مي نويسد: آناني كه از جنبش سبز سخن مي گويند بايد روشن سازند كه اصطلاح جنبش را دقيقاً به چه معنايي به كار مي برند؟ اگر جنبش به معناي وجود شبكه هاي اجتماعي غيررسمي است، دو نكته بايد روشن شود؛ اول- اين شبكه ها به چه معناست. دوم- شبكه اجتماعي هر معنايي كه داشته باشد، بايد با شواهد و قرائن نشان داد كه به همان معناست، اينك روابط شبكه بالفعل ميان سبزها وجود دارد. اعتراض يكي از اركان جنبش هاي اجتماعي است. چرا شاهد اعتراضات سياسي سبزها نيستيم؟ آيا متغير سركوب به تنهايي رفتار سبزها و عدم وجود اعتراض سياسي را توضيح مي دهد؟
وي با اشاره به ناتواني فتنه گران از برگزاري تجمع و تحصن و اعتصاب و... مي نويسد: جنبش هاي اجتماعي از طريق اعتراض هاي پرتعداد، ميزان پايگاه اجتماعي و قدرت خود را به رخ رژيم ها مي كشند. سبزها در عين اين ادعا كنش خاصي بروز نمي دهند. با اين حساب «ما بيشماريم» يعني چه؟ شايد «سركوب گسترده» توجيه مفيدي باشد. ]اما[ خارج از كشور را چگونه بايد تبيين كرد؟ گفته مي شود حدود 3 ميليون ايراني در كشورهاي خارجي اقامت دارند. «ما بيشماريم» در خارج چه معنايي دارد؟ ساده ترين مدعا، مدعاي وجود بيشمار ناراضي است. «بيشمار ناراضي» يعني چه قدر؟ 95 درصد؟ 90 درصد؟ 75 درصد؟ فرض كنيم 90 درصد ايرانيان مقيم ديگر كشورها ناراضي هستند. متغير سركوب هم در خارج وجود ندارد. آيا سبزها مي توانند در يك روز تعطيل، 10 درصد (300هزار تن) يا 5 درصد(150هزار تن) از اين جمعيت را براي حركتي اعتراضي در سراسر دنيا گرد آورد؟ اختصاص چند ساعت وقت براي يك تظاهرات در خارج هيچ هزينه اي ندارد. اگر چنين امكاني وجود ندارد، متغير «سركوب» نمي تواند توجيه گر مسئله باشد. در اين صورت چرا تحليلگر نبايد در وجود شبكه هاي اجتماعي سبز شك و ترديد كند؟ و چرا نبايد ناظر بيطرف مجاز نباشد كه بگويد شبكه هاي اين چنيني وجود خارجي ندارد؟
يادآور مي شود گنجي در پي انتشار تحليل هاي اخير خود با موجي از ناسزا و فحاشي محافل ضد انقلاب مواجه شد چندان كه «ا.ن» طنزنويس قريحه خشكيده فراري، او را به چارپايي تشبيه كرد كه سم بر زمين مي كوبد! با اين حال بايد گفت كه ظاهراً گنجي با وجود سم و دمي كه براي او بسته اند، بهتر از ديگر هم قطارانش در خارج واقعيت آشفته فتنه سبز را درك كرده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 13:1  توسط admin  | 

گزارش«جوان» از پروژه ویژه اصحاب فتنه برای بازگشت«آقازاده»

فتنه گران برنامه ویژه ای را تحت عنوان بازگشت مهدی هاشمی به ایران تدارک دیده اند.
یک منبع آگاه با اعلام این خبر به «جوان آنلاین» گفت:برخی از عناصر موثر و همراه با جریان فتنه طی برنامه ریزی هایی که کرده اند ضمن تاکید برانتشار خبر بازگشت مهدی هاشمی به ایران حلقه اول پروژه خود را موج سازی علیه اقدامات دستگاه قضائی درباره محکومان فتنه سال 88 را در دستور کارقرارداده و بخشی از آن را مدتی است که آغاز کرده اند.
وی در این زمینه به هماهنگی حلقه لندن با رسانه های داخلی و خارجی و برخی محکومان حوادث بعد از انتخابات اشاره کرد و گفت:جعل برخی اخبار مبنی بر فشارهای وارد شده به برخی متهمان در جریان بازجویی و در دادگاه ها،نامه نگاری و دادخواهی های زنجیره ای از جمله مواردی است که قرار است در حلقه این پروژه دنبال شود.
وی درادامه طرح ورود هاشمی به ایران را دومین حلقه این پروژه عنوان کرد و هدف اولیه آن را تست زنی در افکارعمومی و عزم مسئولین مربوطه در این زمینه بیان کرد.
این منبع آگاه درادامه ورود مهدی هاشمی را به ایران را پس از ارزیابی های حلقه های پیشین به عنوان گام بعدی این پروژه ذکر کرد و گفت:بنا بر تصمیم گرفته شده عناصر موثر در فتنه تصریح کرده اند که باید از نفس حضور مهدی هاشمی درایران به عنوان یک عامل محرک و انگیزه بخش در میان نیروهای خود و حامیان جریان استفاده کرد و ورود وی به ایران را برابر با دست پر مخالفان در برابر نظام تداعی کرد.
وی ادامه داد:اصحاب فتنه براین باورند اگر با مهدی هاشمی برخورد قضایی صورت گیرد با چند طراحی می توان موجی از تنش و التهاب سیاسی را به دادگاه تزریق کرد و با تحت فشار قراردادن دادگاه می توان شرایط را به نفع خود تغییر داد.
این منبع آگاه همچنین تصریح کرد:فتنه گران در طراحی های خود تاکید کرده اند اگر دادگاه تسلیم فشارها شود برد قابل توجهی نصیب این جریان خواهد شد و اگر در طول دادگاه مشخص شود که دستگاه قضایی به برخورد بدون اغماض مصراست باید در طول دادگاه ضمن بیان برخی مطالب تنش زای جدید ،به مظلوم نمایی برای مهدی هاشمی و جریان سبز پرداخت.
وی در خاتمه ضمن هشدار به رسانه ها ومسئولین از آنان خواست مراقب پروژه اصحاب فتنه دراین زمینه بوده و از دیگر سو فضای لازم را برای تحرکات ایذایی این جریان مسدود نمایند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 12:54  توسط admin  | 

درخواست محترمانه دوستان کروبي:آقاي کروبي لطفا ساکت شويد!

شنيده ها حاکي از آن است که جمعي از دوستان قديمي کروبي  به وي توصيه هايي مبني بر سکوت نموده اند.
به گزارش جوان آنلاين اين چههر هاي نزديک به نفر پنجم انتخابات به کروبي گفته اند:براي ما اثبات شده است که نظام بايک سناريوي دقيق وحساب شده مشغول تخريب چهره هاي ارزنده کشور و از جمله شما(کروبي) مي باشد!
اين افراد در ادامه مي افزايند : مضحکه کردن ، بي ارزش و لوث نمودن کلام وبرخورد کاريکاتوري با شما وديگران و هجمه هاي سنگين در پس هر اظهار نظري به نحوي که مجموعه هماهنگي از رسانه هارا روي سر مخاطب خراب مي کند بخشي از ترور شخصيت و شرطي کردن افکار مي باشد که مثلا با طرح مباحثي از بعضي شخصيتها ، فورا آنچه در تکرار ها در اذهان نهادينه کرده اند در قالب هجو و بيهوده گويي خودرا نشان مي دهد وبه اين شکل فرد مورد نظر را خنثي مي نمايند .
اين آقايان افراد در توصيه خود به کروبي  "بهترين راه وطبيعي ترين اقدام براي خنثي کردن اين ترفند فوق عمليات رواني نظام ، سکوت واظهارات کنترل شده واز مجاري رسمي مي باشد" . 
بنظر مي رسد يکي از دلايل کم تحرکي و سکوت کروبي در روزهاي اخيرهمين استدلال بوده باشد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 12:53  توسط admin  | 

افشای دستور بوش برای حمله به ایران

رئیس جمهوری سابق آمریکا که دو جنگ خونین را به انداخت در کتاب خاطرات خود که به تازگی منتشر شده، اعلام کرده که به پنتاگون دستور داده بود تا اقدام نظامی علیه ایران را برنامه ریزی کند.
به گزارش مهر به نقل از روزنامه گاردین، جرج بوش در کتاب خود افشا می کند که به وزارت دفاع کشورش دستور داده بود تا حمله به ایران را برنامه ریزی کند.

بوش همچنین در این کتاب می نویسد: بر آوردها نشان می هد که یک حمله می توانست به صادر کنندگان نفت آسیب زند.

در بخش دیگری از این کتاب آمده است: ایهود اولمرت نخست وزیر سابق رژیم صهیونیستی از بوش خواسته بود تا به تاسیسات اتمی سوریه حمله کند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 7:31  توسط admin  | 

جدیدترین تماس گروهکهای ضد انقلاب با سران فتنه

برخی از گروهک های ضد انقلاب و جدایی طلب اخیرا با یکی از سران فتنه تماس برقرار کرده اند.
به گزارش«جوان آنلاین»،اخیرا برخی از سران خلق غرب و سران شمال عراق با یکی از سران فتنه تماس برقرار کرده و ضمن حمایت دوباره خود از اقدامات فتنه گران به برخی از توافقات با یکدیگر در جهت حمایت از این فرقه دست یافته اند.
گفته می شود حمایت مالی از فرقه سبز،همسو و مشترک ساختن تلاش ها برای مقابله با نظام ،کسب حمایت های مالی و دیپلماتیک برخی کشورهای عربی برای این فرقه و تعریف برخی عملیات های خرابکارانه از جمله این توافقات بوده و تضمین های این گروهک های ضد انقلاب بوده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 7:30  توسط admin  | 

اختصاصی/ادعای مضحک یک سایت فتنه گر

اخیراً یکی از سایت های منتسب به فرقه سبز در ادامه سیاه نمایی و تلاش برای القای بحران در کشور مدعی خبرهای عجیبی شده است.
به گزارش«جوان آنلاین»این سایت فتنه گر مدعی شده است با توجه به نزدیکی اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها و عدم تعلق مبلغ یارانه ها به اتباع خارجی به خصوص افاغنه در شهرها و شهرستان های کشور این اتباع بیگانه اقدام به خرید عمده اجناسی از قبیل روغن ، برنج و ... می نمایند.
این سایت در ادامه آورده است هجوم یکباره این اتباع که اکثریت آنها اتباع افغانی هستند باعث گرانی بیش از پیش کالاها شده و نشان از این می باشد که دولت در مهار گرانی و تورم نا توان می باشد.
این سایت در ادامه از رهبران فرقه سبز درخواست نموده برای جلوگیری از فشار بیشتر به مردم با اجرای این مخالفت نمایند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 7:28  توسط admin  | 

گنجی جنبش سبز را انكار كرد

حبیب ترکاشوند: گنجی یکی از نمایندگان موسوی در خارج از کشوردر آخرین یادداشت خود با تعریف و تبیین ابعاد جنبش، نامگذاری فرقه سبز پس از انتخابات را به نام «جنبش سبز» به تمسخر گرفت.
به گزارش «جوان» این عنصر اپوزیسیون که لقب ابوذر موسوی به خود گرفته است چندی است براساس اظهارات و یادداشت‌های جنجالی خود مورد غضب ضدانقلاب و عوامل اصلی فتنه قرار گرفته است.  گنجی ماه گذشته عنوان کرده بود که جریان فتنه قابل تعریف نیست و ادامه داده بود که حتی در نظرسنجی‌های خود اصلاح‌طلبان نیز آرای احمدی‌نژاد بیشتر از موسوی بوده است.  این اظهارات گنجی با خشم عناصر فتنه و ضدانقلاب مواجه و آغازی بر حمله به وی گردید. گنجی در مقام پاسخ به این افراد گفت:«هویت فتنه را نمی‌توان با مدعای پیروزی موسوی در انتخابات برساخت. این مدعا بلا دلیل است.»
وی این دیدگاه را مختص خودش ندانست و با نام بردن از افرادی مانند خاتمی، تاج‌زاده، رمضان‌زاده و بهزاد نبوی و بهشتی آنان را شریک خود در این ادعا برشمرده و استناداتی را برای ادعای خود ذکر می‌کند از جمله:
- تاج‌زاده در ویدئوی منتشره به صفایی‌فراهانی می‌گوید:«برای بنده که تجربه انتخابات را دارم، می‌دونم که تقلب نشده. ممکنه یکی دو میلیون عقب جلو بشه ولی ما نتیجه انتخابات رو باختیم.»
- عبدالله رمضان‌زاده سخنگوی دولت خاتمی تقلب در انتخابات را انکار کرده و می‌گوید:«قبل از انتخابات هم گفتم هر وقت مشارکت مردم به حداکثر برسد، تقلب غیرممکن است و مشارکت در این دوره هم بسیار بالا بود.»
- سخنان بهزاد نبوی درمرخصی آنجا که می‌گوید:«ما هیچ سندی دال بر وجود تقلب نداشته‌ایم اما من با اعلام این موضوع به آقای موسوی خیانت نمی‌کنم.»
- سخنان الویری و بهشتی (نمایندگان کروبی و موسوی) در حضور رهبرانقلاب که هیچ دلیلی مبنی بر وقوع تقلب در انتخابات ارائه نمی‌کنند، چه رسد به پیروزی موسوی.
وی در ادامه راز دیگری را فاش می‌کند و می‌گوید:«به نظر من حتی یک دلیل هم برای پیروزی موسوی وجود نداشته و ندارد. اگر موسوی 20 میلیون و کروبی هفت میلیون رأی آورده‌اند این 27 میلیون نفر کجا هستند؟ چرا فقط در تهران نارضایتی بود و رژیم چگونه می‌تواند آن 27 میلیون نفر را سرکوب کند. اگر به ادعای ما احمدی‌نژاد دست کم 13 میلیون رأی آورده از کجا آورده؟ از کجا معلوم احمدی‌نژاد دیگری در پستو نباشد و به همین شیوه هشت سال سوار کار شود؟ چرا میلیون‌ها نفر به چنین فردی رأی می‌دهند؟ از این پرسش‌ها نمی‌توان گریخت.» محافل ضدانقلاب که تا قبل از آن لقب‌هایی چون«قهرمان، مبارز شجاع، ابوذر و عضو اتاق فکر پنج نفره جنبش سبز در خارج کشور» به او می‌دادند به یکباره ادبیات تحقیر و سخره را برای وی به‌کار بردند.  افشاگری گنجی به همین موارد ختم نشد. وی پس از جعل مضحک نامه رئیس دستگاه قضایی به رهبر انقلاب توسط سایت جرس متعلق به مهاجرانی و مانوررسانه‌های ضدانقلاب این بار پشت پرده این دروغ‌سازی را افشا کرده و آن را به فعالان مطرح اپوزیسیون نسبت داد.
اکبر گنجی همچنین در رابطه با سفر تاریخی رهبر معظم انقلاب به قم «دروغ‌سازی» و «اختلاف حوزه علمیه با نظام» را به تمسخر گرفته و گفته بود: مگر حوزه‌های علمیه سرنوشتی جدای از جمهوری اسلامی دارند که رسانه‌های سبز در این باره دروغ‌سازی می‌کنند؟
روز گذشته سایت ضدانقلابی مردمک بخش دیگری از مواضع گنجی را انعکاس داد که در آن وی تعبیر نام «جنبش» برای فرقه سبز را به تمسخر گرفت وگفت: آنان که از «جنبش سبز» سخن می‌گویند باید روشن سازند که اصطلاح جنبش را دقیقاً به چه معنایی به کار می‌برند؟ بوذر موسوی با تعریف جنبش و اینکه «توانایی تبدیل نارضایتی به اعتراض سیاسی» یکی ازویژگی‌های جنبش است، تعبیر شبکه اجتماعی را برای فرقه سبز به‌کار می‌برد و می‌نویسد: آیا شبکه اجتماعی سبز توانایی برگزاری یک اعتصاب را داراست؟ رهبران جنبش سبز در حال حاضر نمی‌توانند اعتصاب کارگری یا کارمندی راه بیندازند. دلایل این امر روشن است که چیست. آیا جنبش سبز در موقعیتی قرار دارد که از مردم درخواست کند تا سه ماه پول آب و برق و گاز و تلفن را به دولت نامشروع پرداخت نکنند؟
گنجی جواب این سؤال را منفی می‌داند و ادامه می‌دهد:«اگر جنبش سبز طی بیانیه مشترکی از دانشجویان بخواهد یک روز در سر کلاس‌ها حضور نیابند، از این درخواست چقدر استقبال خواهد شد؟ اگر شبکه اجتماعی سبز وجود دارد، باید بتواند کار کم‌هزینه‌ای چون اعتصاب یکی- دو روزه کلاس‌های درس دانشگاهی را برگزار کند. اگر سبزها نتوانند از نارضایتی ناشی از اجرای طرح‌های اقتصادی احمدی‌نژاد استفاده کنند، از چه چیز می‌توانند استفاده کنند؟» عضو اتاق فکر لندن به شعار ما بی‌شماریم اشاره و ضمن تمسخر آن می‌گوید: سبزها در عین تکرار مدعای بیشمار بودن، کنش جمعی خاصی بروز نمی‌دهند.  گنجی با رد ادعای سرکوب اپوزیسیون در ادامه مقاله خود می‌آورد:«خارج کشور را چگونه باید تبیین کرد؟ گفته می‌شود که حدود سه میلیون ایرانی در کشورهای خارجی اقامت دارند. «ما بیشماریم» در خارج از ایران چه معنایی دارد؟ ساده‌ترین و قابل دفاع‌ترین مدعا، مدعای وجود بیشمار ناراضی است. «بیشمار ناراضی» یعنی چقدر؟ 95 درصد؟ 90 درصد؟ 80 درصد؟ 75 درصد؟ فرض کنیم 90 درصد ایرانیان مقیم دیگر کشورها از رژیم جمهوری اسلامی ناراضی هستند. متغیرعامل سرکوب هم در خارج وجود ندارد. آیا سبزها می‌توانند در یک روز تعطیل 10 (300 هزار تن) یا پنج درصد(150 هزار تن) از این جمعیت ناراضی را برای یک حرکت اعتراضی- مثلاً تظاهرات در مقابل سفارت خانه‌های جمهوری اسلامی در سراسر دنیا- گرد آورند؟ اختصاص چند ساعت وقت برای یک تظاهرات اعتراضی در خارج از کشور هیچ هزینه‌ای ندارد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 7:28  توسط admin  | 

اطلاعات جدید پرونده مهدی هاشمی شاه کلید قفل پروژه های سر به مهر

خبرها حکایت دارد حجم اصلی پرونده ضخیم مهدی هاشمی به برخی اطلاعات نهفته و مهم در برخی سفرهای نامبرده به کشورهای خاص اروپایی (لندن ـ پاریس و حتی شبه قاره) مربوط است.
یک منبع آگاه در این مورد به خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: اطلاعات تازه و مهمی درخصوص سفرهای منطقه ای ـ اروپایی و حتی شبه قاره مهدی هاشمی پس از انتخابات ریاست جمهوری کشف و رمزگشایی شده است که حجم بالایی از پرونده وی را تشکیل می دهد.
این منبع اضافه کرد: اطلاعات به دست آمده در مورد شیوه فعالیت و ارتباطات گسترده مهدی هاشمی در خارج از کشور و عناصر مرتبط با او نشان می دهد که وی پس از انتخابات فعالیتهای گسترده ای را داشته و اقدامات گوناگونی انجام داده که ماهیت این اقدامات برای نهادهای مسئول کاملا واضح و روشن است و وی باید در دادگاه پاسخگوی آنها باشد.
بر اساس تاکید این منبع آگاه در صورت گشایش این پرونده ها بخش های مهمی از ابعاد عملیاتی جنگ نرم دشمن بر علیه نظام جمهوری اسلامی برای مردم کاملاً روشن خواهد شد چرا که این اطلاعات شاه کلید قفل پروژه های سر به مهر سال های اخیر است.
این گزارش حاکی است در این بین طی هفته های گذشته برخی مرتبطین خارجی مهدی هاشمی پیام، توصیه و راهنمایی هایی به او داده اند که در صورت ورود به ایران چه روندی را در پیش گیرد، و البته ماهیت و جزئیات این پیام ها نیز توسط نهادهای مسئول کشف و رمزگشایی شده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 7:26  توسط admin  | 

جرم سیاسی بهانه‌ای جدید برای تبرئه فتنه‌گران

حبیب ترکاشوند-طبق اصل 168 قانون اساسی «رسیدگی‏ به‏ جرایم‏ سیاسی‏ و مطبوعاتی‏ علنی‏ است‏ و با حضور هیئت‏ منصفه‏ در محاکم‏ دادگستری‏ صورت‏ می‌گیرد». برخلاف تخلفات مطبوعاتی که تا حدودی قوانین آن در قانون مطبوعات مشخص شده و هیئت منصفه مد نظر قانون اساسی برای این تخلفات تشکیل می‌شود، برای جرم سیاسی هنوز هیچ راهکار درستی طی 32 سال گذشته تدوین نشده است.
چالشی به نام جرم سیاسی
موضوع جرم سیاسی همیشه یکی از چالش‌هایی بوده که میان حقوقدانان و سیاستمداران در دولت‌های گذشته مطرح بوده اما هیچگاه به نتیجه خاصی نرسیده است.
بیشترین مناقشه در این خصوص به زمان دولت اصلاحات برمی‌گردد. اردیبهشت سال 83 برخی رسانه‌ها به نقل از رئیس دولت اصلاحات نوشتند که «زندانی سیاسی و مطبوعاتی در کشور نداریم.» هرچند شنیده شد که وی در جلسه‌ای دیگر این سخن را تکذیب کرده است. آیت‌‌الله هاشمی شاهرودی 12 اردیبهشت 83 در واکنش به اظهارات خاتمی گفت:«ما زندانی سیاسی نداریم زیرا هنوز مجلس چنین چیزی را تصویب نکرده و در این‌باره مصوبه‌ای وجود ندارد، بنابراین دادگاه نمی‌تواند بر اساس مبانی حقوقی حکم کند.»
اسلام جرم را به سیاسی و غیرسیاسی تقسیم نکرده!
جالب آنکه روزنامه ابرار همان روز به نقل از آیت‌‌الله موسوی اردبیلی، رئیس اسبق قوه قضائیه جرم سیاسی را خلاف اسلام دانسته و به نقل از وی آورده بود:«اسلام جرم را به سیاسی و غیرسیاسی تقسیم نکرده، جرم سیاسی وارداتی است. می‌گویند شما برخلاف وظایف سیاسی عمل کرده‌اید، اگر حرام است برای همه است. جرایم سیاسی در دنیا مشهور و مشخص است، در اسلام جرم سیاسی نداریم. البته چون همه به قانون اساسی رأی داده‌اند، باید به آن عمل کرد.» همان روز ابرار اقتصادی نیز به نقل از غلامحسین الهام سخنگوی وقت شورای نگهبان نوشته بود که«نیاز به تعریف جرم سیاسی نداریم.»
جرم سیاسی در لایحه مجازات اسلامی
در لایحه مجازات اسلامی که در قوه قضائیه طی یکی دو سال پیش در حال تدوین بود، ماده چهارم آن به جرایم سیاسی اختصاص داشت و در آن آمده بود:«هریک از اعمال زیر چنانچه با قصد مخالفت با نظام جمهوری اسلامی ایران صورت گیرد و متضمن خشونت نباشد، جرم سیاسی محسوب و مرتکب به حبس از شش ماه تا دو سال یا اجبار به اقامت در محل معین یا منع از اقامت در محل معین از دو سال تا سه سال و محرومیت از حقوق اجتماعی به مدت پنج سال محکوم خواهد شد. 1- فعالیت‌های تبلیغی مؤثر علیه نظام 2- برگزاری اجتماعات یا راهپیمایی‌های غیرقانونی 3- نشر اکاذیب یا تشویش اذهان عمومی از طریق سخنرانی در مجامع عمومی، انتشار در رسانه‌ها، توزیع اوراق چاپی یا حامل‌های داده (دیتا) و امکان آن 4- تشکیل یا اداره جمعیت غیرقانونی یا همکاری مؤثر در آنها 5- تلاش برای ایجاد یا تشدید اختلاف بین مردم در زمینه‌های دینی، مذهبی، فرهنگی و نژادی.
هر چند در پیش‌نویس این لایحه تبصره‌ای نیز آمده که در صورت ارتکاب جرم سیاسی همراه با یکی از جرائم دیگر مرتکب به مجازات اشد محکوم می‌شود. اما بر اساس این لایحه تمامی فعالیت‌هایی که با انگیزه براندازی صورت می‌گیرد، جرم آن سیاسی تلقی خواهد شد و مطمئناً به مذاق اپوزیسیون برانداز خوش آمده بود چراکه حداکثر مجازاتی که در این لایحه آمده بود سه سال حبس بود. شاهد مثال آن اظهارات اعظم طالقانی عضو نهضت آزادی است که ضمن تجلیل فراوان از این لایحه آن را باعث حفظ نظام دانسته بود.
سوءاستفاده از اظهارات رئیس دستگاه قضا
پس از آنکه رئیس دستگاه قضا ششم آبان ماه در دیدار اعضای فراکسیون دانشگاهیان مجلس از عدم تدوین و تصویب قانون جرم سیاسی در مجلس انتقاد کرده و گفت:«طرحی درخصوص جرم سیاسی سال‌هاست که در مجلس مسکوت مانده است که امکان اصلاح و پیگیری دارد، اما قوه قضائیه نیز آماده است تا لایحه‌ جدیدی را تدوین و جهت تصویب به دولت و مجلس ارسال کند» رسانه‌های فتنه سعی کردند با پرداختن به این لایحه، راهی برای گذر سران و عوامل فتنه از محاکمه با «نقاب جرم سیاسی» بیابند.
سایت‌های حامی فتنه نیز با ذوق‌زدگی تمام سعی کردند این موضوع را پررنگ ساخته و درباره آن قلم‌فرسایی کنند.
سایت جرس متعلق به اتاق فکر لندن فتنه سبز نیز که این روزها دیگر مخاطبی برای خود نمی‌بیند و شخص مهاجرانی نیز به دنبال بهانه‌ای است تا بدون محاکمه به کشور برگردد نه تنها خود به این موضوع پرداخته که حتی مصاحبه‌های رسانه‌های داخلی را بر تارک خود قرار می‌دهد. به این جمله دقت کنید:«بسیاری از افرادی که فعالیت سیاسی می‌کنند، این فعالیت را نشأت گرفته از یک وظیفه ملی، شرعی و انسانی می‌دانند اما به دلیل عدم تعریف جرم سیاسی ناگهان متوجه می‌شوند که فعالیت‌شان جزو اقدامات غیرقانونی بوده و به این ترتیب دایره افرادی که ندانسته اقدام به فعالیت سیاسی می‌کنند و بعد متوجه می‌شوند که عملشان مجرمانه بوده، گسترده می‌شود.» این سخنان یک به اصطلاح حقوقدان است که تیتر سایت مهاجرانی شده بود. در صورت پذیرش گفته‌های این فرد باید فعالان سیاسی را انسان‌های نادانی دانست که قدرت تشخیص فعل خود را ندارند. آیا به راستی می‌توان چنین فرد نادانی را که ندانسته اقدام به فعالیتی می‌کند، سیاستمدار شمرد‌.
هدف اصلی ‌ چیست؟
وقتی به سخنانی که امروز حامیان فتنه و برخی از اصلاح‌طلبان در حمایت از سخنان رئیس دستگاه قضایی منتشر می‌شود، دقت بیشتری شود، هدف اصلی اینها از این همه آسمان و ریسمان بافتن هویدا می‌شود. در نگاه اینان افرادی که متهم اصلی فتنه سال 88‌ هستند ندانسته دست به این جرایم زده‌اند و باید جرم سیاسی درباره آنان صدق کند نه جرم امنیتی به این جمله دقت کنید:«این ضرورت به‌ویژه پس از حوادث سال گذشته بیشتر احساس می‌شود؛ زیرا در برخورد با فعالان سیاسی، نوعی چند تعریفی به وجود آمد، از جمله آن‌که حتی برخی مسئولان نمی‌دانستند روی این متهمان باید چه نامی گذاشت. تعدادی به این افراد مجرم امنیتی می‌گفتند و تعدادی دیگر از محکومان سیاسی نام می‌بردند، در حالی که هیچ‌کدام از این عناوین وجهه قانونی ندارد و این چند تعریفی ناشی از رها کردن قانون اساسی است.» در تحلیل این موضوع باید گفت محافل فتنه سعی دارند ‌ این مطلب را در جامعه جا بیندازند که اگر ده‌ها نفر در کشور بر اثر لجاجت و خودخواهی دو نفر متوهم کشته شده‌اند، اگر میلیاردها دلار به کشور خسارت وارد شد، اگر مساجد، بانک‌ها و خانه‌های مردم به آتش کشیده شد، اگر عاشورای امام حسین(ع) به تمسخر گرفته شد و ده‌ها اگر و امای دیگر حاصل یک جرم سیاسی است که اولاً این افراد مصونیت سیاسی داشته‌اند و ثانیاً حتی اگر مصونیت نیز نداشته‌اند‌ مجازات آنها حبس کوتاه مدت است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 7:25  توسط admin  | 

پیغام خاتمی به موسوی:از صحنه سیاست حذف خواهی شد

اخیراً سیدمحمدخاتمی با ارسال پیامی برای موسوی از وی خواسته است دست از آشوبگری برداشته و به عنوان منتقدی در چارچوب نظام حرکت نماید.
به گزارش جوان آنلاین گفته می شود خاتمی خطاب به موسوی گفته است: اگر همراهی نکنی و بیش از این خطوط قرمز نظام اصلاحات را بشکنی؛ یا باید اپوزیسیون شوی یا از صحنه سیاست کاملا حذف شوی.
این پیام که گقته می شود بوسیله یکی از نزدیکان خاتمی برای موسوی ارسال شده است پاسخی از سوی موسوی به آن داده نشده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 7:24  توسط admin  | 

گزارش«جوان» از پروژه ویژه اصحاب فتنه برای بازگشت«آقازاده»

فتنه گران برنامه ویژه ای را تحت عنوان بازگشت مهدی هاشمی به ایران تدارک دیده اند.
یک منبع آگاه با اعلام این خبر به «جوان آنلاین» گفت:برخی از عناصر موثر و همراه با جریان فتنه طی برنامه ریزی هایی که کرده اند ضمن تاکید برانتشار خبر بازگشت مهدی هاشمی به ایران حلقه اول پروژه خود را موج سازی علیه اقدامات دستگاه قضائی درباره محکومان فتنه سال 88 را در دستور کارقرارداده و بخشی از آن را مدتی است که آغاز کرده اند.
وی در این زمینه به هماهنگی حلقه لندن با رسانه های داخلی و خارجی و برخی محکومان حوادث بعد از انتخابات اشاره کرد و گفت:جعل برخی اخبار مبنی بر فشارهای وارد شده به برخی متهمان در جریان بازجویی و در دادگاه ها،نامه نگاری و دادخواهی های زنجیره ای از جمله مواردی است که قرار است در حلقه این پروژه دنبال شود.
وی درادامه طرح ورود هاشمی به ایران را دومین حلقه این پروژه عنوان کرد و هدف اولیه آن را تست زنی در افکارعمومی و عزم مسئولین مربوطه در این زمینه بیان کرد.
این منبع آگاه درادامه ورود مهدی هاشمی را به ایران را پس از ارزیابی های حلقه های پیشین به عنوان گام بعدی این پروژه ذکر کرد و گفت:بنا بر تصمیم گرفته شده عناصر موثر در فتنه تصریح کرده اند که باید از نفس حضور مهدی هاشمی درایران به عنوان یک عامل محرک و انگیزه بخش در میان نیروهای خود و حامیان جریان استفاده کرد و ورود وی به ایران را برابر با دست پر مخالفان در برابر نظام تداعی کرد.
وی ادامه داد:اصحاب فتنه براین باورند اگر با مهدی هاشمی برخورد قضایی صورت گیرد با چند طراحی می توان موجی از تنش و التهاب سیاسی را به دادگاه تزریق کرد و با تحت فشار قراردادن دادگاه می توان شرایط را به نفع خود تغییر داد.
این منبع آگاه همچنین تصریح کرد:فتنه گران در طراحی های خود تاکید کرده اند اگر دادگاه تسلیم فشارها شود برد قابل توجهی نصیب این جریان خواهد شد و اگر در طول دادگاه مشخص شود که دستگاه قضایی به برخورد بدون اغماض مصراست باید در طول دادگاه ضمن بیان برخی مطالب تنش زای جدید ،به مظلوم نمایی برای مهدی هاشمی و جریان سبز پرداخت.
وی در خاتمه ضمن هشدار به رسانه ها ومسئولین از آنان خواست مراقب پروژه اصحاب فتنه دراین زمینه بوده و از دیگر سو فضای لازم را برای تحرکات ایذایی این جریان مسدود نمایند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 7:23  توسط admin  | 

در گفت‌وگويي پيرامون قطب‌هاي رودرروي سينماي ايران عنوان شد؛

در گفت‌وگويي پيرامون قطب‌هاي رودرروي سينماي ايران عنوان شد؛
حسن عباسي: «ملك سليمان» تصوير كامل فتنه است

خبرگزاري فارس: حسن عباسي با اشاره به اين كه «ملك سليمان» تصوير كامل فتنه است و با تعبير قرآني سازندگان فيلم از حضرت سليمان صهيونيسم امكان مصادره‌ آن را نخواهد داشت، گفت: مكتب سينماي ديني كه بتواند وحي را در زبان فطرت به حس تبديل كند، آرام آرام در حال شكل گيري است.


به گزارش باشگاه خبري فارس (توانا) حسن عباسي مدرس دانشگاه و كارشناس امور استراتژيك در خصوص جايگاه فيلم ملك سليمان در سينماي ايران سخن گفت.
وي در گفت‌وگوي ويژه با ماهنامه «سينمارسانه» اظهار داشت: سينماي عصر وزارت صفارهرندي، سه پرده شاخص داشت: «اخراجي‌ها»، «درباره الي...» و «ملك سليمان(ع)». البته سينماي صفار هرندي، برآيند تكاپوي سه دهه سينماي پس از انقلاب اسلامي بود كه هر چند دير، اما در عصر وزارت وي امكان بروز يافت. اكنون به بهانه اكران عمومي سومين فيلم اين فهرست، يعني ملك سليمان(ع)، به بررسي پارادايم سينماي ايران امروز، در گفت وگو با حسن عباسي نشستيم. آن چه يافتيم به اجمال اين است كه مكاتب پارادايمي سينماي ايران شكل گرفته‌اند و در واقع اكنون يك سينما و دو پارادايم داريم.
متن اين گفت‌وگو به شرح زير است:

*ملك سليمان به عنوان يك فيلم قابل اعتنا، در هفته‌هاي اخير در سينماهاي كشور به نمايش درآمد. درباره‌ اين فيلم، بسيار گفته مي‌شود كه آغازي است بر ورود سينماي ايران به عرصه‌ي پروژه‌هاي سينمايي عظيم و گسترده. اين گفته‌ها، حكايت از يك رويكرد به آينده دارد، كه آغاز آن با فيلم ملك سليمان رقم مي‌خورد. جايگاه فيلم ملك سليمان در پهنه‌ سينماي ايرانِ امروز و آينده كجاست؟
- بسم الله الرحمن الرحيم. پهنه‌ سينماي ايران، متاثر از پهنه فرهنگ ايران امروز، پهنه يك محيط دو قطبي است، كه يك قطب آن را شِق ليبرال فرهنگ مدرن تشكيل مي‌دهد، و قطب ديگر را شِق اسلامي فرهنگ ديني. اين دو قطب در همه اركان و شؤون ايران سي سال اخير در حال شكل‌گيري و بلوك بندي بوده‌اند، اما در سينماي ايران بالاخره در سال‌هاي اخير كامل شده و عينيت يافته است. فيلم ملك سليمان را در اين محيط دو قطبي مي‌توان ارزيابي نمود.

* طبيعتاً فيلم ملك سليمان در قطب سينماي ديني قرار دارد. اما پرسش اينجاست كه ضرورت دو قطبي ديدن محيط سينماي ايران، براي ارزيابي فيلم ملك سليمان چيست؟
- نه تنها ملك سليمان، بلكه هر فيلم شاخص ديگري نيز از اين پس بايد در اين محيط دو قطبي ارزيابي شود، در غير اين صورت، نتايج بررسي‌ها و داوري‌ها گمراه كننده خواهد بود.

* اين محيط دو قطبي در سينماي ايران از چه موقع پديد آمده است؟ از همان سال‌هاي پس از انقلاب؟!
نه! محيط دو قطبي سينماي ايران، محيطي نو ظهور است، اما شكل‌گيري آن حاصل فعل و انفعالات فرهنگي و سياسي دوره‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي است.

* قطب نخست، يعني سينماي ليبرال كه از قبل انقلاب وجود داشت و با عناويني چون «فيلمفارسي» معروف شد. سينماي ديني نيز كه دغدغه بسياري از فيلم‌سازان پس از انقلاب بوده است، پس چگونه اين نظام دو قطبي را جديد مي‌دانيد؟
مشكل در همين ساده‌انگاري رايج در سينما است. نه سينماي قبل از انقلاب و به تعبير شما «فيلمفارسي» سينماي ليبرال است، و نه سينماي پس از انقلاب با فيلم «توبه نصوح» و «استعاذه» سينماي ديني. ليبرال بودن يك اثر هنري، مؤلفه‌هاي ذاتي ليبراليسم را مي‌طلبد، همان‌گونه كه اسلامي بودن يك اثر هنري، بايد گزاره‌هاي ذاتي دين اسلام را در متن و بطن خود داشته باشد.

* مؤلفه‌هاي سينماي ليبرال چيست؟
- ليبراليسم، يك ايدئولوژي مدرن است كه معني دقيق آن «اباحه‌گرايي» است. اين ايدئولوژي، ريشه در امانيسم يا پارادايم اصالت بشر دارد. اساسي‌ترين مؤلفه‌ آن «اينديويژوآليسم» يا اصالت فرد است.
وقتي تفرّد اصالت پيدا كند، به سرعت به ورطه «اگوئيسم» يا خودگرايي مي‌افتد. آن‌گاه كه «خود» مبناي همه چيز باشد، هسته‌ مركزي و جوهره‌ ليبراليسم بروز مي‌كند و آن «لسه‌فر» است، يعني «بگذار هر چه مي‌خواهد بكند.» لسه‌فر، نفي حداكثري «منع» در زندگي اجتماعي و فردي بشر است. اين نكته با جوهر دين در تعارض بنيادي است، و از اين روست كه سكيولاريسم عنصر ذاتي ليبراليسم محسوب مي‌شود. هم‌چنين مؤلفه‌ ديگر ليبراليسم، نسبي‌گرايي است. البته تعداد مؤلفه‌هاي آن بسيار بيشتر از اين موارد است.

*نمونه‌هاي سينماي ليبرال در ايران كدامند؟
-ليبرال‌سينما Liberalcinema در ايران با يك مثلث پديد آمده است: «فرياد مورچگان»، «ده» و «درباره الي...». فرياد مورچگان، مدعي نفي فاشيسم از طريق نفي حقيقت، و در نتيجه نيل به نسبي‌گرايي يا «رليتويسم» است. فيلم «ده» سواي از نسبي‌گرايي، مسئله «لسه‌فر» و «اينديويژواليسم» را نيز دست‌مايه قرار مي‌دهد. اين مؤلفه‌ها در فيلم «ده»، البته در تركيب ايدئولوژي ليبراليسم، با ايدئولوژي فمينيسم صورت گرفته است. مشابه همان كنش، در فيلم «درباره الي...» نيز انجام پذيرفته است، يعني «درباره الي...» نيز يك اثر ليبراليستي و توأمان فمينيستي است.

*وجه اشتراك اين مثلث «ليبرال سينما»ي ايران چيست كه از آن‌ها يك قطب مي‌سازد؟
- آن‌چه اين سه فيلم را به مثلث «ليبرال سينما»ي ايران تبديل مي‌كند، وجه فلسفي «حيازدايي» در آن‌هاست. توجه داشته باشيد كه حيا با شرم متفاوت است. هر بشر بي‌ديني نيز مي‌تواند شرم داشته باشد، اما حياء، مقوله‌اي ايماني است و مختص انسان دين‌دار و مؤمن است. ايمان درختي است كه ريشه‌ آن يقين، شاخه آن تقوا، و شكوفه و ميوه‌ آن «حياء» است.

*سينماي قبل از انقلاب اسلامي نيز كه حيازدا بود، پس چگونه نمي‌توان آن را ليبرال خواند؟
- به نكته‌اي كه اشاره كردم، توجه نكرديد. گفتم «وجه فلسفي حيازدايي». حيازدايي سينماي قبل از انقلاب، فاقد وجه ايدئولوژيك يا فلسفي بود. مثلاً در سينماي قبل از انقلاب، يك زن بدكاره، در محله‌اي ساكن بود. قهرمان فيلم كه جوان‌مرد و غيرتمند محله بود، در نهايت آن زن را از دست باند فساد، نجات مي‌داد و آب توبه بر روي او ريخته و سپس با او ازدواج مي‌كرد. هر چند وجه شاخص آن فيلم‌ها، ابتذال بود، اما غيرت و توبه و نجات از منجلاب فساد، و تطهير و بازگشت به زندگي، از پيام‌هاي كلي آن‌ها بود كه به صورتي مبتذل بيان مي‌شد. اين ابتذال را نمي‌توان ليبراليسم ناميد، زيرا وجه فلسفي آن را دربرنداشت. ليبراليسم با غيرت و توبه در تعارض است. ليبراليسم و به ويژه فمينيسم در جوهر خود با «حيا» تقابل ذاتي دارند. اين نكته‌اي است كه فيلسوفان غربي به آن اذعان دارند.

* اين وجه در فيلم «درباره الي...» چيست؟
-جمله شاخص در فيلم مزبور اين است: «حالا درباره الي چي فكر مي‌كنند؟» اين جمله در شرايطي گفته مي‌شود كه زن جوان يعني «الي» در دريا غرق شده است و اكنون كه مقرر است مرد جواني كه آشناي اوست براي پيگيري وضعيت او كه بي‌خبر، همراه يك گروه غريبه به شمال كشور رفته است به محل حادثه بيايد. در مورد قضاوت او و ديگران پرسيده مي‌شود «حالا درباره‌ الي چي فكر مي‌كنند؟» اين نگراني، بابت غرق شدن «الي» نيست، بلكه از بابت قضاوت درباره‌ سفر او به نيت شوهريابي است. اما چرا نگراني از قضاوت؟! مگر مرد جوان تازه وارد كيست؟ اگر او صرفاً يك خواستگار بوده است كه «الي» او را نمي‌خواسته است، قضاوت او در مورد «چرايي حضور الي» در سفري گروهي، چه اهميتي دارد؟
پاسخ اين پرسش‌ها و ابهام‌ها، در تيتراژ ابتداي فيلم نهفته است. همه مسافران، به درون صندوق صدقات، پول اسكناس مي‌اندازند، اما آخرين صدقه، يك حلقه ازدواج است. بعد از اين تصوير، ابعاد حلقوي حلقه ازدواج، در نور به ابعاد حلقوي تونل تبديل مي‌شود. انگشت انسان و تونل جاده شبيه هم هستند، با اين تفاوت كه تونل، يك «غلاف» انگشت يا در واقع يك انگشتانه كامل است، اما انگشت، هم‌چون يك «قالب» تونل است.
از اين حيث، تمايز انگشت دست انسان از تونل اين است كه انگشت «تو پُر» و تونل «تو خالي» است. وقتي حلقه ازدواج، به صندوق صدقات مي‌افتد، هيبت حلقوي آن، در نور، با ابعاد حلقوي تونل يكي مي‌شود. خروج اتومبيل‌ها از تونل، توأم با جيغ و فرياد مسافران، نوعي رستگي و رهايي را تداعي مي‌كند: در يكي، رهايي از ظلمت و فشار، و تنگي و تاريكي تونل، و در ديگري، رهايي از فشار و تعهد و تقيد حلقه ازدواج.
«الي» زن جوان، از مرد جواني «حلقه» دارد، يعني در عقد و عهد اوست. اكنون كه براي يافتن شوهري جديد، همراه گروه به شمال رفته، و در دريا غرق شده است، آمدن نامزدي كه يك سويه، حلقه‌اش به صندوق صدقات، بخشيده شده، ايجاد سؤال و استفهام مي‌كند. پس، طرح پرسش «درباره الي چه فكر مي‌كنند؟!» نه در مورد نامزدش، بلكه در مورد مخاطبان است. واقعاً درباره الي، يعني زني كه صبر نكرده است، تا رابطه با نامزدش را به صورت قانوني و شرعي خاتمه دهد، و به جستجوي رابطه‌اي ديگر تن در داده است، مخاطبان چه فكري بايد بكنند؟!
وجه فلسفي حياءزدايي، وجه ذاتي آثار فمينيستي و به تبع آن ليبراليستي است. آلن بلوم در صفحه 101 كتاب گشايش ذهن آمريكايي مي‌نويسد: حياءزدايي، مركز پروژه فمينيست است كه از طريق انقلاب جنسي محقق مي‌شود.
با اين تبيين فلسفي آلن بلوم از ايدئولوژي فمينيسم، يك اثر فمينيستي مانند «ده» يا «درباره‌ الي» حيازدايي را بن‌مايه فلسفي خود قرار مي‌دهد. در فيلم‌هاي مبتذل مورد اشاره‌ شما در قبل از انقلاب، پيام غيرت جوانمرد محله و توبه زن بدكاره، پيامي ضدليبراليسم و ضدفمينيسم بود. اما پيام آثاري كه مبتني بر ايدئولوژي ليبراليسم يا فمينيسم ساخته مي‌شوند، غيرت‌زدايي، توبه‌زدايي، عفت‌زدايي و همان حياءزدايي است. اين چنين روي‌كردي كه داراي وجه فلسفي خاصي است، در سينماي ايران پديده‌ي جديدي است. غالباً اين‌گونه است كه نويسندگان، بازي‌گران و كارگردانان اين آثار تمايل گسترده و باور عميقي به غرب به ويژه به ليبراليسم دارند، و همواره اين‌گونه بوده است كه مورد حمايت غربي‌ها بوده‌اند.

*بالاخره معلوم است كه «الي» چه نامي است؟ مخفف است يا اسم است، مثلاً الهام، الناز، ...؟!
- (با خنده) نمي‌دانم! شايد اين كلمه مخفف دو حرف نخست واژه اسلام ليبرال، يعني آي و اِل؛ باشد. در آن صورت عنوان فيلم مي‌شود «درباره اسلام ليبرال».

* اين وجه فلسفي، چگونه به قطب‌بندي در سينماي ايران منتج شده است؟
- حياءزدايي، در واقع ايمان‌زدايي است و اين مسئله در تقابل با سينمايي است كه مايل به توليد حياء و ايمان است. در نتيجه‌ اين تقابل، قطب‌بندي جامعي پديد آمده است كه هر قطب آن را يك پارادايم ويژه تشكيل مي‌دهد: پارادايم سينماي ديني و پارادايم ليبرال‌سينما.

* پارادايم «ليبرال‌سينما»ي ايران امروز به اجمال روشن شد، اما شق دوم، يعني پارادايم سينماي ديني چگونه واجد وجه فلسفي شده و نهادينه شده است؟ مصاديق سينماي آن كدام است؟
- سينماي ديني، سينمايي است كه وحي را دست‌مايه قرار داده و به حس تبديل نموده و به زبان فطرت و نه به زبان غريزه، به مخاطب منتقل مي‌كند. نمونه‌هاي گوناگوني براي اين سينما مي‌توان برشمرد. شاخص آن در دوره‌ گذشته، فيلم «آژانس شيشه‌اي» است. در آژانس شيشه‌اي، ميان دو جناح درگير در عرصه ماجرا، كه هر دو محق هستند، بن‌بست عميقي پديد مي‌آيد، و در نهايت از جايي يك حكم ولايي مي‌رسد و همه چيز حل و فصل مي‌شود. اين پيام فيلم آژانس شيشه‌اي، همان پيام امامت و ولايت در تلقي ديني است. فيلم «خداحافظ رفيق» در زيباترين شكل ممكن، مقوله «شهادت و معادانديشي، و هم‌چنين غيب‌باوري» را به نمايش در آورده است.
در «اخراجي‌ها1» مقوله صيرورت و شدن انسان در عشق مجازي به عشق حقيقي، و از «خواستن» براي خود، تا خواستن براي غير خود، به خوبي تصوير شده است. در فيلم «ديده‌بان» عنصر توكل به زيبايي بيان مي‌شود. در فيلم «ملك سليمان»، مقوله «نبوت» در زيباترين شكل به نمايش گذارده شده است: يك «نبيِ» جوان، فعال، حكيم، رزم‌آور، اهل توكل و انابه، شجاع، و بصير كه با عنايت پروردگار تشكيل حكومت مي‌دهد، نافي فرضيه‌اي است كه سكولاريسم و اصالت عرف را در كنار لائيسيته و مقولاتي چون جدايي دين از حكومت قرار مي‌دهد. در فيلم «دست‌هاي خالي» نفي مالكيت درجه يك، كه انگاره‌اي ليبرالي است، به خوبي به تصوير درآمده است. در مجموع، عنصر اساسي همه‌ آثار ديني، يك نكته است و آن مفهوم هجرت است: هجرت در «مهاجر» و «آژانس شيشه‌اي» هجرت در عصيان، هجرت در «خداحافظ رفيق» و «اخراجي‌هاي يك»، هجرت در بريدن از تعلقات، هجرت در «مريم مقدس»، هجرت در تسليم و رضايت، هجرت در «ملك سليمان»، هجرت يك قوم از حرام خداست. در يك جمله مي‌توان ويژگي اساسي دو پارادايم سينماي ايران را اين‌گونه معرفي كرد كه سينماي ليبرال يك سينماي اغواگر، و سينماي ديني، يك سينماي ارشادگر است.

*فيلم ملك سليمان، نخستين اثر سينماي استراتژيك در ايران ناميده شده است. اين ويژگي در چيست؟
- ابتدا اين كه سينماي مُلك سليمان از ملك و حكومت سليمان بر مبناي آنچه قرآن فرموده است ياد مي‌كند و ايجاد ملك و حكومت از سوي يك نبي، كه نافي سكيولاريسم و لائيسيسم است، گزاره‌ي نخست محسوب مي‌شود.
نكته دوم اين‌كه جامعه‌سازي در سه لايه‌ دولت‌سازي، ملت‌سازي و نظام‌سازي، انگاره‌اي استراتژيك به شمار مي‌رود كه در سينماي ملك سليمان مستتر است.
نكته سوم، مقوله حكومت و ملك پيامبري است كه يهود به بهانه تجديد بناي حكومت او در قالب احياء هيكل سليمان در بيت‌المقدس، سعي در تصرف و يهودي‌سازي اين شهر مقدس دارد.
هنر سازندگان فيلم ملك سليمان اين است كه سليمان را به تعبير قرآن، يك پيامبر مسلمان مي‌نمايانند كه ملك او هيچ شباهتي به دولت جعلي يهود ندارد، دولتي كه در باستان‌گرايي خود سعي در بازگشت به عصر سليمان نبي(ع) و كورش و خشايار دارد. در واقع صهيونيسم امكان مصادره‌ فيلم ملك سليمان را نخواهد داشت.
در فيلم ملك سليمان، سمبل‌ها و نشانه‌هاي صهيونيسم و فراماسونري و ... وجود ندارد و از اين حيث پيرايش شده است.
نكته چهارم تصوير كامل فتنه است. فتنه‌ شياطين در اغواي انسان‌ها از يك سو، و زراندوزي و اقتصاد رباگراي ارباب دين يهود در عصر سليمان، از سوي ديگر، تصوير كاملي از جهان امروز است كه اقتصاد رباگراي مدرن كه بانك‌محور است، همراه با قدرت اغواگر سينماي ليبرال هاليوود، فتنه گسترده‌اي را براي بسط پاگانيسم فرهنگي‌ اقتصادي رقم مي‌زنند.
نكته پنجم، گزاره‌ تمثيل ملك سليمان و ملك مهدي(عج) است. به باور سازندگان فيلم ملك سليمان، حكومت سليمان نبي(ع)، ماكت كوچكي از حكومت و ملك جهاني مهدي(عج) است. از اين حيث اين اثر، بدون غلتيدن در وادي افسانه‌پردازي، صرفاً با نمايش زندگي يك نبي، الگوي حكومتيِ يك انسان صالح را براي آينده به تصوير مي‌كشد.
البته ابعاد سينماي استراتژيك ملك سليمان بسيار فراتر از اين نكات است.

* سواي از اين كه ملك سليمان را يك اثر سينماي استراتژيك خوانده‌اند، آن را از حيث سينماي ديني واجد اهميت و داراي مكتب شمرده‌اند. آيا سينماي ديني طيف‌شناسي دارد؟
- بله! دو دسته سينماي ديني را مي‌توان طيف‌شناسي كرد. دسته نخست، طيف سينماي ديني مقيد به متن، كه همان ماجراها و قصه‌هاي موجود در قرآن است. در اين طيف، سينماگر مجبور و ملزم است كه مطابق با متن، به روايت ماجرا بپردازد، مانند داستان انبياء.
اما دسته‌ دوم، طيف سينماي ديني مصداقي است، كه ماجرا و قصه در قرآن ندارد، اما موضوع آن را مي‌توان از متن قرآن اخذ كرد و براي آن داستان و ماجرا خلق كرد، مانند مصداق «فاستقم كما امرت» كه توصيه به استقامت در كارهاست. اگر با اين مبنا، مصداقي تعريف و ماجراي آن پرداخته شود، در اينجا سينماي ديني مصداقي موضوعيت مي‌يابد. فيلم ملك سليمان، از دسته‌ نخست است، يعني در طيف سينماي ديني مقيد به متن و نص كلام‌الله مجيد در ماجراي سليمان نبي(ع) است.

*فيلم «دموكراسي تو روز روشن» در طيف‌شناسي سينماي ديني نمي‌گنجد؟
- نه! فيلم دموكراسي، جعل انگاره‌هاي ديني تو روز روشن است. فرشتگان مرگ در اين فيلم، شبيه شخصيت‌هاي سينماي پست‌مدرن «ماتريكس» هستند. در واقع شخصيت ملك الموت در فيلم دموكراسي، متأثر از نگاه سريال‌هاي شيطان‌گراي آمريكايي به فرشتگان، ترسيم شده است. انگاره‌ جعل شده دوم، مقوله برزخ است. مقدمات مرگ و سپس برزخ، و محاسبه‌ نخستين، كاملاً با قواعد انجيلي- توراتي تصوير شده است و هيچ ارتباطي به اسلام ندارد. سينماي برزخي اسلامي، فيلم خداحافظ رفيق است و سينماي برزخي دموكراسي، سينماي برزخي خاص مكتب عهد عتيق و جديد، و به ويژه آن چيزي است كه به اسرائيليات مشهور است. در واقع تحريف روند موت و محاسبه و برزخ در فيلم دموكراسي، به عمق تحريف كتب عهد عتيق و جديد است.

*مي‌گويند فيلم «ملك سليمان» فيلم‌نامه ندارد، نظر شما چيست؟
- قلب آن‌چه فيلم‌نامه ناميده مي‌شود، خط تعليق‌هاي آن است. در دوره 2500 سال گذشته از عصر هنر نمايش در يونان باستان تاكنون، براي غليظ كردن تعليق، در حوزه‌هاي درام، تراژدي و ... برخي تكنيك‌ها ساخته و پرداخته شده‌اند كه حكم مواد افزودني در غذاهاي فانتزي را دارند. شيريني آدامس در نفس و ماهيت آدامس، گزاره‌اي اساسي نيست و الا افراد به جاي آدامس، از شيريني استفاده مي‌كردند. اين كه مثلاً آدامس، ضمناً اگر شيرين هم باشد بهتر است، يا فرضاً طعم نعنا بدهد بهتر است، اين نكته‌اي جنبي است. اگر نويسنده و كارگرداني، اين چاشني‌ها و تكنيك‌هاي پهن نمودن خط تعليق را شناخت و به آن عمل كرد، تصور مي‌شود كه اثر او فيلم‌نامه دارد. اما يك سينماگر تا چه حد مجاز است با ذائقه‌ مخاطب بازي كند و با شيريني‌هاي كاذب، اصل ماجرا را بپوشاند؟! يكي از تكنيك‌هاي تعليق در سريال‌ها و سينماي امروز جهان، روابط عاطفي مثلثي شخصيت‌هاست. اما آن‌جا كه قصه‌گويي در قرآن، «احسن» خوانده شده است، به ويژه در ماجراي يوسف(ع)، يك رابطه عاطفي مثلثي مانند رابطه عزيز مصر و زليخا، با گرايش زليخا به يوسف، به گونه‌اي بيان مي‌شود كه هيچ حس شهوتي به خواننده آن آيات دست نمي‌دهد. اغلب مفسرين قرآن بر اين نكته تأكيد دارند. چگونه مي‌توان يك ماجراي عاطفي مثلثي را بيان كرد اما حس شهوت را برنيانگيخت؟! فرضاً اگر شما «قطام» را از سريال امام علي(ع) بگيريد، وضعيت تعليق آن چگونه مي‌شود؟ يا «ناريه» و «جاريه» را از «مختارنامه»؟! هنرمند بايد بدون افزودني‌هاي مجاز يا غيرمجاز، بتواند فراورده‌ هنري خود را به عنوان يك غذاي سالم روحي به مخاطب خود عرضه كند.
تيم ملك سليمان، به ويژه شهريار، مجتبي و ساير اعضاي گروه نه تنها ناآشنا با آن چاشني‌ها و تكنيك‌ها نيستند، بلكه آگاهانه تلاش كرده‌اند كه سينماي ملك سليمان را در شرايطي كه از تكنولوژي روز سينمايي بهره‌مند مي‌سازند، از ابعاد دراماتيك و حتي تراژيك كاذب بپيرايند. خط تعليق در يك اثر مستند، كاملاً باريك و در يك اثر داستاني مي‌تواند در اعلا درجه‌ خود، پهن باشد. مهم اين است كه در يك متن مقيد، مانند زندگي انبياء و ائمه(ع) هنرمندان ما به قيمت تحريف اصل ماجرا، دست به بسترسازي براي تعليق در اثر خود نزنند. شما مي‌توانيد يك فيلم سينمايي براي واقعه‌ي كربلا بسازيد و در بعد تراژيك آن، امام حسين(ع) را نماد آپولون، و شمر را نماد ديونيزوس بگيريد، و از ماحصل آن در تلقي ارسطويي از هنر، به كاتارسيز (اصل تصفيه) برسيد و مخاطب شما با ديدن اين نمايش تراژيك، به تصفيه برسد. اما اگر فقط به اين تكنيك‌ها پاي‌بند بوديد، يقيناً اصل ماجراي كربلا و روح ديني قيام امام حسين(ع)، در پاي ابعاد تراژيك هنر هِلِني، ذبح مي‌شود. بله مي‌پذيرم كه ذائقه‌ مخاطب، امروز به شيريني آدامس انترتينمنت در سينما عادت كرده است، اما فيلم ملك سليمان آغازي است بر دست‌يابي به مكتب سينماي فطري كه در آن به جاي سخن گفتن به زبان غريزه، مي‌توان با گوش و چشم فطرت انسان‌ها در جهان هماهنگ شد و فطري سخن گفت، همان‌گونه كه قرآن عظيم سخن گفته است. البته اميدوارم كه در قسمت دوم ملك سليمان، كه بلقيس وارد عرصه مي‌شود، شهريار بحراني به ورطه نامناسبات رايج نغلتد.

* حالا پرسش نخست خود را يك بار ديگر تكرار مي‌كنم، جايگاه فيلم ملك سليمان(ع) را در سينماي ايران چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
- فيلم ملك سليمان يك آغاز است نه يك پايان. اين فيلم، در ادامه‌ فيلم مريم مقدس، براي «بحراني» و «فرآورده» يك تجربه‌ ديگر بود كه بايد استمرار پيدا كند. مكتب سينماي ديني كه بتواند وحي را در زبان فطرت به حس تبديل كند، آرام آرام در حال شكل‌گيري است. سينماي ملك سليمان، يك قدم سينماي ايران را به سينماي «تراز» جهاني نزديك كرد.
سينماي ملك سليمان از يك نظر ديگر نيز آغاز راه است و آن جرأت حركت سينماي ايران به سمت پروژه‌هاي عظيم سينمايي است. هزينه‌هاي مادي و تحقيقاتي فيلم ملك سليمان بايد كف هزينه‌هاي پروژه‌هاي سينمايي كشور باشد و از اين حيث دست سينماگران باز باشد. تصور مي‌كنم امروز صنعت سينماي ايران معيارهاي كف را براي خود تعريف كرده است، معيار كف مخاطب، در سينماي اخراجي‌ها، و معيار كف سطح تكنيكي و فني و هزينه، در سينماي ملك سليمان. بايد تلاش كرد تا سينماي ايران از اين دو كف به سمت سقف خود، خيزهاي اصلي را بردارد. انشاءالله

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 7:20  توسط admin  | 

موسوی: برای دستیابی به موفقیت تنها باید انتقاد کرد

موسوی: برای دستیابی به موفقیت تنها باید انتقاد کرد

این عبارت نشان می‌دهد موسوی و استراتژیست‌های دوم خردادی معتقد بودند برای دستیابی به موفقیت تنها باید انتقاد کرد و نباید ذره‌ای از راهبرد "احمدی‌‌نژادستیزی " عدول کرد. تلقی این بود که موفقیت زمانی به دست می‌آید که تنها معایب و نقاط ضعف گفته شود و در برابر پدیده‌های مثبت دولت نهم یا اصولاً باید منکر شد و یا سکوت و توجیه کرد. اما فراتر از این مطلب، انتظار غیرقانونی موسوی از رسانه ملی این بود که آن سازمان هم همین رویه را اتخاذ کند: انکار و سکوت. به نظر آنان اگر رسانه‌های دولتی این راهبرد غیرقانونی را انجام می‌دادند کارکرد درستی داشتند.
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 11:47  توسط admin  | 

واکنش رسانه‌ها نسبت به سخنان بی‌پایه و اساس موسوی

واکنش رسانه‌ها نسبت به سخنان بی‌پایه و اساس موسوی

اما این ادعا که موسوی بیست سال سکوت نداشته، بلکه رسانه‌ها سراغ وی نرفته‌اند، نمی‌تواند ادعای قابل اعتنایی باشد. زیرا حتی اگر فرض بگیریم که در طول بیست سال رسانه ملی هیچ‌گاه سراغ وی نرفته است که این مطلب نیز نمی‌تواند به سادگی قابل پذیرش باشد، نکته اینجاست که موسوی با هیچ رسانه‌ای حتی رسانه‌های جبهه دوم خرداد نیز مصاحبه‌ای نداشته است. در ضمن وقتی موسوی این عبارت را به کار برد که وی سکوت نداشته بلکه رسانه‌ها سراغ وی نرفته‌اند، سردبیر برخی رسانه‌ها به این ادعای او واکنش نشان دادند. در این میان وحید جلیلی سردبیر نشریه‌های "سوره " و "راه " نامه‌نگاری‌های این نشریات را با موسوی، که با عدم همراهی و موافقت وی مواجه شده بود، به چاپ می‌رساند. بر مبنای این مکاتبات در تاریخ‌های 26 شهریور 84، 9 مهر 84 و 21 اسفند 87 درخواست مصاحبه از سوی موسوی مطرح شده که وی به هیچ‌یک از این نامه‌ها پاسخ مثبت نداده بود. این در حالی بود که موسوی بارها در ایام تبلیغات ادعا کرده بود: در طول مدت این چند سال رسانه‌هایی که حتی همین امروز هم از نشان دادن برنامه کوچکی از من طفره می‌روند حتی یک بار هم به سراغ من نیامدند. شما به من می‌گویید که در این سالها سکوت کردم ولی من به هیچ‌وجه سکوت نکردم بلکه در معرض محرومیت از فضای رسانه‌ای بودم. (9)

موسوی در دانشگاه فردوسی مشهد به وضوح از گفتمان پیشین خود و دغدغه‌هایی که در پاییز و زمستان 87 مطرح کرده بود فاصله می‌گیرد و به موضوعاتی می‌پردازد که مسئله‌های ژورنالیستی دوم خردادی بود. موضوعاتی که به دلیل مبنایی نبودن یا شایعه بودن تاریخ مصرف گذرایی داشت. بسیاری از این مطالب نیز جنبه شعاری داشت و اصولاً از حوزه اختیارات و وظایف رئیس قوه مجریه به دور بود. در واقع موسوی چه می‌خواست و چه نمی‌خواست خود را در جریان و موجی انداخته بود که او را با خود می‌برد. دقیقاً این موسوی نبود که هدایت آن جریان را بر عهده داشت، بلکه بر عکس او به طور منفعلانه، خود در مسیر این جریان قرار گرفته بود. جریانی که ابعاد دیگری از آن را که با موج‌آفرینی‌های بازیگران بین‌المللی پیوند داشت، در آینده مورد بررسی قرار خواهیم داد.
موسوی با دغدغه‌هایی از جنس خود وارد شد، اما در ادامه با موضوعات دیگری مواجه شد که وی را مجبور کرد هر روز به نفع آنها گامی از گفتمان خویش بازپس نشیند و به سوی آنچه که از بیرون او را احاطه کرده بود، برود. محیط بسته‌ای که جبهه دوم خرداد برای او ساخته بود و به تدریج موجب شد موسوی آن را به عنوان همه واقعیت‌های کشور بپذیرد. در این وضعیت او جمعیت فراوان اطراف خود را در محل‌های سخنرانی می‌دید، اما جمعیت چند برابری بیش از آن را در اطراف احمدی‌نژاد نمی‌دید. مطلبی که احمدی‌‌نژاد در مناظره سیزده خرداد به آن اشاره کرد و خطاب به موسوی گفت: "چرا شما فکر می‌کنید که فقط افرادِ اطراف شما مردم هستند؟ "
به این ترتیب موضوعات مورد بحث را نیز عملاً تشویق‌کنندگان و فضای پیرامون موسوی تعیین می‌کرد؛ نه خود او.
موسوی در دانشگاه فردوسی در پاسخ به پرسش دانشجویی که پرسید نظر شما درباره دستگیری دانشجویان چیست، گفت: "من با بازداشت افراد به جرم عقیده و اعتقاد و بیان مخالفم. با بازداشت‌های سیاسی نیز مخالفم و این کار را مخالف منافع کشور می‌دانم و این یک اصل است؛ چه در فضای دانشگاه که فضای گفت و گو و چند صدایی است و افکار باید بدون ترس جاری وساری شود و چه در فضای جامعه. اندیشة فاقد آزادی سودی ندارد. تشکل‌های سیاسی باید جان بگیرند و جریان‌هایی نیرومند بسازند و من موافق قدرت یافتن تشکل‌های سیاسی که قطعاً بخشی از آنها بر نیروی دانشجویی تکیه دارند هستم. دانشجو چه می‌خواهد جز آزادی؟ و چه نعمتی بالاتر از آزادی؟ ما انقلاب کردیم که آزاد شویم. چرا باید به دلیل اظهارنظر، نگاه امنیتی پیدا کنیم که تعدادی از جوانان ما اینک در زندان باشند. "

در طی این فرایند استحاله گفتمانی، موسوی به رد نظرات استصوابی نیز می‌پردازد. او می‌گوید: "نظارت استصوابی در ابتدای انقلاب مطرح نبود و ما انتخابات‌های موفقی را نیز برگزار کردیم. این مسئله در شرایطی مطرح شد و با وجود آن که عده زیادی مخالف آن بودند از لحاظ قانونی تصویب شد و همان زمان من در مجمع تشخیص مصلحت نظام صریحاً اعلام کردم که به این مسئله اعتقادی ندارم. اما باید دانست که یکی از اولین قدم‌هایی که باید برای تحقق آزادی برداریم اجرای قانون حتی در صوری‌ترین شکل آن است و در گام بعدی باید به سمت اصلاح قانون برویم. اما از آنجایی که نظارت استصوابی با روح قانون اساسی سازگار نیست، بهتر است مردم را آزاد بگذاریم و در این راه کوشش کنیم. دولت باید از تمام ساز وکارها استفاده کند تا این موضوع به وجدان عمومی تبدیل شود و صرف مخالفت کردن، کافی نیست. ما باید با حرکت در چهارچوب قانون اساسی این موضوع را در جامعه جا بیندازیم که نظارت استصوابی هزینه دارد، به نفع کشور نیست و مخالف یک رقابت انتخاباتی است. "
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 11:46  توسط admin  | 

چگونگی شکل‌گیری شعارهای موسوی

چگونگی شکل‌گیری شعارهای موسوی

نکته قابل توجهی که در این نشست رخ می‌دهد، سر دادن شعار سازماندهی‌شده "مرگ بر دیکتاتور " در کنار "درود بر خاتمی " از سوی برخی حضار است. در واقع این موضوع نشان از آن داشت که اتخاذ این شعار که بعد از انتخابات بسیار مورد تأکید قرار گرفت، اصولاً پیشاپیش طراحی شده بود و ربطی به مسائل مربوط به ادعای "تقلب " نداشت. اگر به شعارهای مطرح شده در برنامه‌های انتخاباتی موسوی در سفر استانی به خراسان رضوی بنگریم، درمی‌یابیم که این شعارهای حاشیه‌ای به تدریج از حاشیه به متن می‌آیند و گفتمان موسوی را متأثر می‌سازند. از آن جمله می‌توان به شعارهای زیر اشاره کرد: "صل علی محمد بوی صداقت آمد "؛ "دانشجوی سیاسی آزاد باید گردد "؛ "آزادی اندیشه "، "مرگ بر طالبان، چه کابل، چه تهران "؛ "دانشجو، کارگر، معلم، اتحاد اتحاد "؛ "مرگ بر دیکتاتور "؛ "وزیر زن، نفی استبداد، انتخابات آزاد، حکومت مردمی "؛ "بوی نفت و سفره‌های خالی "؛ "سهام عدالت نمی‌خواهیم ". (11)

موسوی در استان کرمانشاه ضمن آن که سیاست‌های دولت نهم را با دادن پول توجیبی و صدقه دادن مقایسه کرد، گفت: "در شرایطی که نرخ بی‌کاری در استان کرمانشاه نزدیک به سی درصد است و در دیگر استان‌ها نیز وضعیت مشابه داریم، بحث از عدالت اجتماعی بی‌معناست. به نظر من قدم اول ثبات در سیاست‌ها، احیای تولید و فربه و بزرگ کردن طبقه میانی جامعه است و دولت باید بتواند با استفاده از همه ظرفیت‌های مستعد کشور به قشرهای مستضعف کمک کند. هر مسئولی که تصور کند بدون ثبات و توازن در سیاست‌ها می‌تواند عدالت برقرار و فقر را ریشه‌کن کند، دیدگاه غیرعلمی و غیرواقعی دارد. تنها راه توزیع عادلانه ثروت عقلانیت است و در غیر این صورت کشور را با اقتصاد صدقه‌ای اداره خواهیم کرد. " موسوی همچنین با استقبال از حمایت هاشمی رفسنجانی از او گفت: "آقای هاشمی رفسنجانی از یاران امام و رهبری است و علاوه بر داشتن شخصیتی برجسته و مسئولیت‌های متعدد در کشور در سی سال گذشته و پیش از آن کارهای بسیاری برای کشور انجام دادند، ممکن است کسی با ایشان اختلاف‌نظر داشته باشد، اما بی‌شک هر کس در مسیر تغییر وضعیت کنونی از ما حمایت کند، استقبال می‌کنیم. "

موسوی که دیگر در تحولات جدید، گفتمان ضداستعماری خود را فراموش کرده بود، درباره مسائل بین‌المللی به مثابه کسی که گناه دزد را مورد تغافل قرار دهد و تنها به سرزنش مالباخته بپردازد مشکلات ایران در برخی موضوعات بین‌المللی را یکسره متوجه سیاست‌های دولت نهم دانست. او گفت: "متأسفانه در سه سال گذشته در سیاست خارجی و روابط با کشورها سر و صداهای بسیار داشته‌ایم که هزینه‌های زیادی را به ما تحمیل کردند اما عقلانیت در آن کم دیده می‌شود. سئوال اینجاست که چرا ما قادر نیستیم با همه جهان روابط و تعاملات درست داشته باشیم. همه مخالفند که در یک مجمع جهانی به مقام مسئول جمهوری اسلامی توهین شود، ولی در عین حال سئوال اینجاست که آیا لازم است رفتار ما، نوع صحبت کردن و همچنین سیاست‌های ما به گونه‌ای باشد که به جمهوری اسلامی اهانت شود؟ "
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 11:45  توسط admin  | 

بی‌تفاوتی دربرابر اهانت غرب به ایران اسلامی

بی‌تفاوتی دربرابر اهانت غرب به ایران اسلامی

موسوی که ترجیح می‌داد اهانت‌های دولت‌های غربی به جمهوری اسلامی را پس از یازده سپتامبر 2001 و به ویژه در مسئله هسته‌ای که به تعطیلی بیش از دو سال فعالیت‌های علمی ایران در این زمینه انجامید نادیده بگیرد و حتی موفقیت‌های سیاست خارجی دولت نهم پیشرفت‌های هسته‌ای را به خاتمی نسبت دهد، تنها سیاست‌های دولت نهم را عامل چالش‌های سیاست خارجی ایران معرفی کند. در این جهت، اصولاً "نظام سلطه " موضوعیت خود را در گفتمان موسوی از دست می‌دهد و رقابت برای کسب منافع ملی نیز به "ماجراجویی " تفسیر می‌شود. به عبارت دیگر، موسوی نیز همانند دولت‌های غربی که خود را "همه جهان " می‌دانند و در بیانیه‌های خود خواست خود را خواست جهانی عنوان می‌کنند، دولت‌های وابسته به نظام سلطه را "همه جهان " معرفی می‌کند. (12)

موسوی در کرمانشاه همچنین تمرین می‌کند که چگونه گفتمان "عدالت، اصلاحات " را برای جامعه جا بیندازد. لذا تأکید می‌کند که قانون‌مندی، عدالت و آزادی راه پیشرفت است و راه دیگری وجود ندارد. فقط با آزادی اندیشه می‌توان رشد کرد. جلوگیری از نشر کتاب‌ها به ضرر ماست و آزادی اندیشه‌ به نفع کشور است. آمار ریزش چاپگران در کشور بالاست و این به نفع ما نیست. بر عکس آزادی فکر و اندیشه و کتاب، و انتشار آنها می‌تواند به شکوفایی کمک کند. وی همچنین در همان روز، یعنی هشتم اردیبهشت، پیامی را به مناسبت دهمین سالگرد تشکیل شورای اسلامی شهر و روستا صادر می‌کند و ضمن آن که احیای آن را به خاتمی نسبت می‌دهد، می‌نویسد: "متأسفانه در دوران اخیر عده‌ای تفکری را نمایندگی می‌کنند که اعتقادی به استقلال و قدرت تصمیم‌گیری شوراها ندارد. این تفکر، شوراها را رقیب دولت تلقی می‌کند و از ساختارها و ابزارهای دولتی برای تضعیف و محدودسازی اختیارات شوراها بهره می‌گیرد. در حالی که این نگاه قیم‌مآبانه نسبتی با روح قانون اساسی و آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی ندارد. " به هر طریق، او که یکی از آثار مهم شوراها را "تمرکززدایی " می‌داند، یکی از اولویت‌های خود در دولت بعدی را تقویت شوراها معرفی می‌کند. (13)

برگزاری همایش موج سوم در نهم اردیبهشت، آغاز جدیدی در برنامه تبلیغاتی ستاد موسوی بود. در این همایش موسوی بعد از سخنان خاتمی به اتفاق همسر خود، زهرا رهنورد به روی صحنه رفت و در کنار خاتمی به نشان اتحاد دستان یکدیگر را گرفتند و شال سبزی که پیش‌تر از سوی برگزارکنندگان مراسم تهیه شده بود به عنوان "دو سید اصلاحات " بر دوش آنان انداخته شد. در واقع از این روز به بعد تأکید بر نماد سبز به تدریج در ستاد موسوی پاگرفت. در این همایش موسوی که دیگر به تشویق‌های هیجان‌زده حلقه طرفدارانش خو گرفته بود، به عباراتی هیجان‌آفرین روی می‌آورد. او در این همایش می‌گوید: "کافی نیست که فقط دولت امنیت داشته باشد. انسان‌ها نیز باید امنیت داشته باشند. باید همه اقشار کشور ما دارای امنیت باشند و وقتی به آینده نگاه می‌کنند احساس آرامش کنند. "

در فضای هیجان‌زده ربط منطقی جملات گوینده موضوعیت ندارد، آنچه که اهمیت دارد دمیدن بر شوری است که مخاطب آن را می‌طلبد. لذا وقتی که در سخنرانی موسوی هنوز اشاره‌ای به آزادی نشده بود و به همین دلیل حاضران فریاد زدند "آزادی " موسوی پاسخ داد به این نکته هم در صحبتهایم می‌رسم. او ادامه داد: "رهایی از نیاز " مسئله بسیار مهمی است. آن کسی که در جبر این نیازها یعنی نان، سفره و امکانات اسیر است، فراغت ندارد که راجع به آزادی فکر کند و آن کس که به آزادی فکر نمی‌کند نمی‌تواند در شرایط دشوار امروزی طرحی برای رهایی از نیاز ملت داشته باشد. امنیتی که متعلق به مردم است مهم‌تر از امنیت دولت است. گمان نکنیم وقتی تشنجی را نه از سر دلسوزی برای منافع ملی بلکه بدون سبب در جهان ایجاد می‌کنیم باعث آرامش خیال مردم می‌شویم. اینگونه نیست بلکه وحشت درمردم ما رسوخ می‌کند. جوانان ما به دنبال گردش آزاد اطلاعات هستند. مردم ما و جوانان ما از مسکن، اشتغال و آینده‌شان نگرانی دارند و در عین حال نمی‌خواهند از ابراز عقیده ترس داشته باشند، بلکه می‌خواهند به آنها اعتماد شود. جوانان ما انتخاباتی را می‌خواهند که در آن بیم تقلب و دستکاری وجود نداشته باشد، انتخاباتی که رسانه‌های محدود کشور در اختیار یک فرد یا جناح نباشد، انتخاباتی که در آن سرمایه‌های مردم، منافع محدود کشور در خدمت خریدن آرای مردم قرار نگیرد. " (14)
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 11:44  توسط admin  | 

سکوت عامدانه درباره اقدامات دولت‌های هاشمی و خاتمی

سکوت عامدانه درباره اقدامات دولت‌های هاشمی و خاتمی

در واقع آنچه که گفتمان موسوی را با چالش جدید و تردید جدی مواجه می‌ساخت و درباره داوری‌ها، ناعادلانه بودن را تداعی می‌کرد، سکوت در برابر ضعف‌های 24 سال گذشته و افراط در انتقاد به دولت نهم بود که معنایی جز تخریب و سیاه‌نمایی نمی‌یافت. به طور نمونه در میان جامعه‌شناسان و اقتصاددانان ایرانی یکی از باورهایی که اکثریت آن را می‌پذیرند این است که الگوهای رفتاری و ارزشی پس از انقلاب از اواخر دهه شصت و به ویژه در طول دهه هفتاد دگرگون شد و اصولاً منتقدان دولت‌های گذشته بیش از هر چیز بر روی این نقد تأکید داشتند،‌ اما موسوی به طور وارونه تلاش می‌کرد سودازدگی جامعه ایرانی را به دولت نهم نسبت دهد؛ دولتی که خود با طرح همین موضوع توانست در انتخابات سال 84 به پیروزی برسد. موسوی در جمع مردم ورامین می‌گوید: "در زمان جنگ فضا به گونه‌ای بود که کسی برای تزویر، خدمت نمی‌کرد، سیاست‌های دولت شفاف بود، قانون دولت هم در خدمت آنها بود اما مشکل از آنجا پیدا شد که فضای ارزشی به فضای سوداگرانه انتقال یافت و دولتی که هم‌اکنون در صحنه است،‌ سهم زیادی را در این فضای سوداگرانه داشته است. ما با تکیه بر عزت مردم پیروز شده‌ایم و تکیه بر همین روحیه باعث شد تا در دفاع مقدس نیز پیروز شویم. باید این موارد مورد پاسداری قرار گیرند. نباید به خاطر مصالح حزبی، ارزش‌ها را خرید و فروش کنیم واین سرمایه‌ها را برای حفظ قدرت هزینه کنیم. " از سوی دیگر، موسوی در گفتمان جدید خود به سمت پوپولیسم گراییده بود و بارها از مسئله‌ای چون "پرتقال اسرائیلی " سخن می‌گفت و دولت را عامل واردات پرتقال اسرائیلی معرفی می‌کرد.(15) عملی که روزهای بعد معلوم شد از سوی بنک‌داری سودجو سر زده است.
اگر به گفتمان موسوی به دقت بنگریم، می‌یابیم که وی از گفتمانی سه‌گانه بهره می‌برد. به این معنا که وی به سه طریق کلی اعتقاد دارد؛ یکی را طریق افراطی می‌نامد، دیگری را طریق تفریطی می‌خواند و راه سوم که خود را به آن متعلق می‌داند، طریق میانه‌روانه می‌داند؛ طریقی که آن را "اسلام ناب محمدی " می‌نامد. ذهن موسوی به این تقسیم‌بندی سه‌گانه عادت کرده است و تمام کسانی را که با آنها اختلاف ارزشی و اعتقادی دارد در این دو جهت افراطی و تفریطی تقسیم می‌کند. لذا استفاده فراوان او از واژه "تحجر " برای از میدان به در کردن رقیب انتخاباتی مسئله‌ای است که اصولاً در گفتمان او ریشه دارد. اما موسوی در روزهای انتخابات این فضای سه‌گانه را به مرزی دوگانه تقسیم کرد. مرز "اسلام ناب محمدی " که خود را نماینده آن می‌دانست و جبهه تحجر که احمدی‌نژاد را نماد آن برمی‌شمرد. دیگر، جریان سکولاریستی و جبهه غرب‌مدار که موسوی سالها آنان را نیز از خط مستقیم "اسلام ناب محمدی " دور می‌دانست مورد تعرض او قرار نمی‌گرفت. علت عمده اینجا بود که در این انتخابات این جبهه تمام‌قد به حمایت از جبهه دوم خرداد و به ویژه شخص او برخاسته بود. موسوی دیگر لزومی نمی‌دید که از سه‌گانه پیشین خود بهره ببرد و جبهه سومی را در میان غرب‌زدگان و متحجران معرفی کند. در آرایش سیاسی جدید و موردنظر او تنها دو جبهه وجود داشت، جبهه‌ای که وی نماینده اصلی آن بود و خود را مدافع "اسلام ناب محمدی "، "ارزش‌های انقلاب " و "گفتمان امام خمینی " می‌دانست و جبهه‌ای که عامل تمام ویرانی‌ها و خرابی‌ها و تباهی‌ها معرفی می‌شد.
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 11:44  توسط admin  | 

اعتراف تلویحی موسوی به موفقیت دولت‌ نهم

اعتراف تلویحی موسوی به موفقیت دولت‌ نهم

البته موسوی دور از هیاهوی انتخابات و تب تبلیغات و هیجانات سخنرانی‌ها، در دولت نهم "حسن‌های زیادی " را مشاهده می‌کرد که به دلیل راهبرد تبلیغاتی طراحی شده در جبهه دوم خرداد صلاح می‌دید چیزی درباره آنها نگوید. موسوی در مصاحبه با خبرگزاری مهر در 12 اردیبهشت درباره نقد بر عملکرد دولت نهم می‌گوید: "در جواب این سئوال شما نکته کلی‌تری می‌گویم که از قبل و پیش از آن که کاندیدای ریاست جمهوری بشوم به آن اعتقاد داشته‌ام. ضمن این که این مسئله به دولت نهم بازنمی‌گردد. بر این باورم هر دولتی که می‌آید مسئولیت‌هایی دارد، تصمیماتی می‌گیرد و حوزه اقتداری دارد. تا زمانی که یک دولت بر سر کار است و به وظایف خود عمل می‌کند، دولتهای بعدی اگر با دولت قبل موافق یا مخالف باشند مجبورند تعهدات دولت سابق را انجام دهند... در قدم اول دولت فعلی هر کاری کرده و هر وعده‌ای داده باشد، دولت بعدی که بر سر کار می‌آید باید به این وعده‌ها عمل کند. در دولت فعلی هم کارهایی نظیر سفرهای استانی، به کارگیری سیاست "رو در رو با مردم "، شعارهای عدالت‌محور و امثال اینها انجام شده است... معلوم است که من در دولت آقای احمدی‌نژاد حسن‌های زیادی می‌بینم. چرا نبینم؟ اما این حسن‌ها دائماً در طول شبانه‌روز از طریق صدا و سیما اعلام می‌شود در حالی که من فقط کمتر از دو ماه فرصت دارم نقدهای خود را بگویم. ... من سفرهای استانی را ادامه می‌دهم اما با شکل و ساختار جدید و متفاوت. به صراحت می‌گویم من مردم را دنبال ماشین نمی‌دوانم، در مورد سهام عدالت هم چون وعده دولت است نمی‌توان از آن عقب‌نشینی کرد و این سهام در دست مردم باقی خواهد ماند ولی تکمیل خواهد شد و پایه‌‌های محکم‌تری برای ادامه این پروژه طراحی خواهم کرد. بر این باورم در مورد موضوعاتی نظیر بنزین، اصلاح یارانه‌ها و سهمیه‌بندی در اصل مسئله هیچ تردیدی نیست. ولی بحث اجرای دفعی این مسئله تحت عنوان "لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها " می‌تواند شوک‌آفرین باشد و قشرهای مستضعف را تحت فشار قرار داده و مشکلات را بیشتر کند. به همین دلیل در این زمینه من تابع یک برنامه تدریجی و ملایم چند ساله هستم... هیچ تردیدی در ادامه دادن این طرح ندارم اما می‌توان مسکن مهر را با طرح‌های دیگری نظیر مشارکت یا تعاونی‌ها تکمیل کرد. " (16)
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 11:42  توسط admin  | 

فتنه 88 را جوان‌ها مهار کردند/ توطئه خطرناك نهفته در ‌فتنه 88 سال‌ها بعد مشخص می‌شود

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأكید كردند: فتنه سال گذشته، فتنه بزرگی بود و سال‌ها بعد مشخص خواهد شد كه چه توطئه خطرناكی در پشت آن نهفته بود.
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار پرشور هزاران نفر از دانش‌آموزان، 13 آبان را نماد طمع‌ورزی آمریكا، وابستگی رژیم طاغوت، ایستادگی ایمان متكی به بصیرت، پیشقراولی نسل جوان در صحنه، و شجاعت و جسارت نسل جوان انقلابی دانستند و تاكید كردند: امروز، ‌ملت ایران، مصمم‌تر و قوی‌تر از هر زمان در حال حركت به سمت اهداف بلند و قله‌های سعادت است و در صف مقدم این حركت عظیم، جوانان قرار دارند.
در این دیدار كه در آستانه سیزده آبان، روز ملی مبارزه با استكبار جهانی و روز دانش‌آموز، برگزار شد، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای‌، 13 آبان را نمادی بسیار مهم و دارای معانی و حقایق فراوان خواندند و افزودند: یكی از مناسبت‌های 13 آبان مربوط به سخنرانی امام‌خمینی(ره) در سال 1343 در قم و در اعتراض به تصویب قانون ظالمانه مصونیت قضایی اتباع آمریكایی در مجلس آن زمان و سپس دستگیری و تبعید امام(ره) بود كه در واقع امام بزرگوار با فریاد حق‌طلبانه خود از مصالح، منافع و شرف ملت ایران دفاع كردند.
ایشان این حادثه را نماد طمع‌ورزی آمریكا و روح تعدی استكبار نسبت به ملت‌ها از جمله ملت ایران برشمردند و خاطرنشان كردند: این موضوع همواره باید در حافظه تاریخی ملت ایران به ویژه جوانان باقی بماند كه آمریكا هیچ‌گاه به دنبال روابط عادی با كشورها نیست، بلكه خواهان روابطی از نوع ارباب- رعیتی و غارت منافع ملت‌ها است و اگر در مقابل او ایستادگی نشوند، تا لگدمال كردن شرف یك ملت نیز پیشروی خواهد كرد.
رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری سخنان به ظاهر دوستانه روسای جمهور آمریكا در دوره‌های مختلف، افزودند: اگرچه این سخنان در ظاهر، نرم است، اما در باطن، همان پنجه چدنی در زیر دستكش مخملی است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ایمان همراه با بصیرت را دومین حقیقت 13 آبان دانستند و تأكید كردند: فریاد امام خمینی(ره) در سال 1343،‌پاكیزه‌ترین فریادها و برخاسته از احساس دینی و عرق مسلمانی، و متكی بر حمایت عمومی مردم بود كه نتیجه آن چهارده سال بعد در پیروزی انقلاب اسلامی آشكار شد.
ایشان با اشاره به اقدام مزدوران رژیم طاغوت در كشتار دانش‌آموزان در 13 آبان 1357‌، افزودند: با توجه به این واقعه، 13 آبان نماد حضور نسل جوان در میدان و پیشگامی آن در صحنه است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به پیش قدمی دانش‌آموزان در دوران دفاع مقدس، آن را ناشی از احساس تعهد، روحیه انقلابی و بصیرت آنان دانستند و خاطرنشان كردند: امروز نیز دانش‌آموزان از پیش قدم‌ترین قشرها هستند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای هم چنین با یادآوری اقدام شجاعانه جوانان دانشجو در تسخیر لانه جاسوسی آمریكا در 13 آبان سال 1358‌، افزودند: این اقدام، نماد شجاعت و جسارت نسل جوان انقلابی در مقابله هیمنه آمریكاست، زیرا تسخیر لانه جاسوسی قدرت آمریكا را كه در آن زمان، بسیار پرهیمنه بود، متزلزل كرد و آمریكا را به زانو در آورد.
ایشان معانی و حقایق نهفته در مناسبت‌های 13 آبان را بزرگ و مهم خواندند و خاطرنشان كردند: با تامل در این حقایق می‌توان متوجه شد كه آن جمعیت محدودی كه در 13 آبان سال گذشته، در خیابان‌های تهران بر ضد این مناسبت شعار دادند،‌ در واقع بدنبال زنده كردن هیمنه آمریكا، پنهان كردن سلطه‌طلبی آن و زیر سوال بردن حركت عظیم ملت ایران در مقابل ظلم بزرگ آمریكا بودند كه البته شكست خوردند.
رهبر انقلاب اسلامی با توصیه مؤكد جوانان به افزایش بصیرت و تامل در وقایع افزودند: به لطف خداوند، امروز جوانان در میدان‌های سیاسی، اقتصادی، علمی و فناوری حضوری پرنشاط، تاثیرگذار و همراه با بصیرت دارند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، شكست فتنه سال 88 را نمونه بارزی از حضور تاثیرگذار و هوشمندانه جوانان ارزیابی و تأكید كردند: فتنه سال گذشته كه فتنه بزرگی بود و سال‌ها بعد مشخص خواهد شد كه چه توطئه خطرناكی در پشت آن نهفته بود، به همت حضور پیشگامانه جوانان در صحنه، شكست خورد.
ایشان با تأكید بر این‌كه صحنه‌گردانان اصلی فتنه سال 88 در طراحی پیچیده خود، به دنبال تسخیر ایران بودند، افزودند: در این میان، عوامل فتنه كه اكثر آنها ندانسته وارد این ماجرا شده بودند، بدون آنكه خود متوجه باشند، در جهت اهداف طراحان اصلی حركت می‌كردند و این موضوع نیازمند تحلیل‌های دقیق روان‌شناختی است كه چگونه عده‌ای‌، ندانسته به دشمن كمك كردند.
رهبر انقلاب اسلامی با تاكید بر لزوم حفظ هوشیاری و حضور جوانان در صحنه، خاطرنشان كردند: امروز ملت ایران، قوی‌تر از هر زمان دیگر است و در مقابل، دشمنان او، ضعیف‌تر و منفورتر از هر زمانی هستند اما هیچ‌گاه نباید از كید و طراحی دشمن غافل شد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به پیشرفت‌های برجسته علمی، فناوری، سیاسی و عمران و آبادانی در كشور، و حركت شتابان ملت ایران به سمت قله‌های كمال، افزودند: امروز سراسر كشور، كارگاه بزرگ كار و تلاش، و خدمت به مردم است و ملت ایران با تكیه بر نیروی انسانی غنی و با استعداد، و مدیران دلسوز و كارآمد، در بسیاری از عرصه‌ها به خوداتكایی رسیده است.
ایشان تاكید كردند: جوانان به عنوان موتور این حركت عظیم، در كنار تجربه و كارآزمودگی مدیران، زمینه‌ساز افتخارات روزافزون برای كشور هستند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 9:13  توسط admin  | 

استبداد سبز اكبر پونز را كمي تا قسمتي به غلط كردن انداخت (خبر ويژه)

استبداد سبز اكبر پونز را كمي تا قسمتي به غلط كردن انداخت (خبر ويژه)

اكبر پونز در گفت وگو با صداي آمريكا از وقوع «استبدادسبز» در ميان جريان اپوزيسيون خبر داد و تحت فشار اين جريان سركوب اظهارات قبلي خود درباره بي پايه بودن تقلب در انتخابات را كه مستند به اظهارات تاج زاده، عباس عبدي، رمضان زاده، بهزاد نبوي و نظرسنجي تيم حسين قاضيان بود، پس گرفت!
وي در اين مصاحبه گفت: «رسانه ها و گروه هاي استبداد سبز مي گويند انتقاد نكنيد الان وقتش نيست، رژيم سوءاستفاده مي كند و ميان مخالفان اختلاف مي افتد». وي با تكرار اين مطلب كه «جنبش سبز به معناي داشتن سازمان و رهبري، جنبش محسوب نمي شود» از سخنان مستند قبلي خود عقب نشيني كرده و مدعي شد «من مي گويم موسوي دور اول 20 ميليون رأي نياورده بود و هيچ دليلي براي آن وجود ندارد»! وي در عين حال اين عبارت معنادار را تكرار كرد كه «شرط سبز بودن، باور به پيروزي موسوي يا تقلب در انتخابات نيست»!
انتشار اين مصاحبه تحميلي باعث بازتاب هاي جالبي در ميان رسانه هاي ضدانقلاب شد. بالاترين در مطلبي نوشت: سخنان آقاي گنجي در مصاحبه با صداي آمريكا تصويري را كه از او در ذهن داشتم، تا حدي مغشوش كرد. او چيزهايي گفت كه درست درباره آنها فكر نشده بود و متضاد و آشفته بود. در شرايطي كه به گفته گنجي آرا شمارش نشده و طبعاً آمار درستي هم وجود ندارد چگونه او همزمان آمار 20 ميليون رأي را مطرح مي كند. او همچنين مدام از «جنبش» حرف مي زد و باز مي گفت به معناي كلاسيك، جنبشي وجود ندارد.
بالاترين در مطلب ديگري به انتشار مصاحبه گنجي با صداي آمريكا پرداخت. زير اين مطلب كامنت هاي خواندني زير جلب توجه مي كند: كيهان ماهي خودش رو گرفت آقاي گنجي... اين مردك ديوانه است. يكي ايشون رو از برق بكشد. در اوايل انقلاب اسيدپاشي براي حجاب و شلوارجين. اكنون ميگويند مهدي موعود توهم است. ديروز انتخابات پاك بود، امروز انتخابات تقلب بود. تعادل مغزي نداري اكبرجون... گنجي گفت «تسخير لانه جاسوسي». معلومه هنوزم ملكه ذهنش هست كه اين جوري گاف مي دهد... هنوز هم مي شود روحيه ماله كشي اصلاح طلبانه در وجود آقاي گنجي حس كرد.... اون يه اصلاح طلبه مخصوصاً وقتي از «تسخير لانه جاسوسي» صحبت مي كنه!... ايشون فكر كنم تكليفش با خودش معلوم نيست، يه روز شكنجه گره، فرداش خودش شكنجه ميشه، يه روز مياد خدا رو زير سوال مي بره فردا تو نمازجماعت مي گيرندش، يه روز انتخابات ائل و بئل امروز هم كه فرموده اند تقلب محرز در انتخابات صورت گرفته. يكي نيست بگه رفتي نشستي اونور خوش مي گذروني، حرف جديدي نداشتي تا خودت را سوژه كني؟... چرا هرچي در اين 12 سال ميگي و مي نويسي، به سود سپاه تموم ميشه؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 9:8  توسط admin  | 

بهاءالله مهاجراني و كديور افندي: با شايعاتي كه خودمان ساخته ايم گول نخوريم! (خبر ويژه)

بهاءالله مهاجراني و كديور افندي: با شايعاتي كه خودمان ساخته ايم گول نخوريم! (خبر ويژه)

ارگان حلقه ماسوني لندن ضمن تخطئه القائات رسانه اي محافل ضدانقلاب تصريح كرد ادعاي اختلاف ميان رهبري و رئيس جمهور در ايران توهمي بيش نيست.
«جرس» كه خود رسوايي هاي فراواني در انتشار شايعات و جعليات دارد، اين بار با هشدار به اينكه ادعاي اختلاف رهبري و احمدي نژاد مي تواند باعث خودفريبي جريان هاي مخالف جمهوري اسلامي شود، مي نويسد: از همان آغازين روزهاي پس از سوم تير 84، شايعاتي درباره اختلاف احمدي نژاد با رهبر جمهوري اسلامي به ميان آمد، شايعاتي كه گاه با رفتار احمدي نژاد قوت مي يافت و با گفتار رهبر ضعيف مي شد.
ارگان زوج سياسي بهاءالله مهاجراني و كديور افندي ضمن فرافكني درباره كانون انتشار اين شايعه ادعا مي كند كه اين شايعه از سوي سيستم اطلاعاتي و امنيتي ايران و صدا و سيما ترويج شده(!) و سپس مي نويسد: از سال گذشته و پس از جريان معاون اولي رحيم مشايي، وهم و خيال اختلاف رهبري و احمدي نژاد گسترش يافت ولي مشكل اينجاست كه برخي سياسيون مخالف، روي آن شايعه حساب باز كردند و دست روي دست گذاشتند كه آري! همين روزهاست كه رهبري توسط مجلس، احمدي نژاد را عزل كند.
جرس آنگاه به اوهامي تازه متوسل شده و ادعا مي كند «احمدي نژاد محصول اتاق فكر بيت است كه در پروژه اي چند لايه از آن پايين ها بالا آمد»! جرس در عين حال مي پرسد انصافاً كدام رئيس دولتي براي رهبري از احمدي نژاد بهتر است نه ]...[ و نه ]...[ و امثال آنها مطابق نظر رهبري نيستند. به جز داستان مشايي در اين سالها كجا ديده ايد دولت غير از نظر رهبري عمل كند؟احمدي نژاد همان كسي است كه رهبري آرزو مي كرد. احمدي نژاد همان گونه كه در ماه هاي ابتدايي رياستش بر دولت گفت، نقش خاكريز نظام را ايفا مي كند.
گفتني است سايت جرس در جعل و انتشار اينگونه شايعات نقش فراواني داشته است كه به نمونه هايي از آن در كيهان اشاره شده بود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 9:7  توسط admin  | 

تفاهم سبز سلطنت طلبان بهايي و اصلاح طلبان فراري در مريلند (خبر ويژه)

تفاهم سبز سلطنت طلبان بهايي و اصلاح طلبان فراري در مريلند (خبر ويژه)

شماري از عناصر ضدانقلاب شامل سلطنت طلبان، برخي وابستگان گروهك بهائيت، سازمان منافقين و اصلاح طلبان فراري در دانشگاه مريلند آمريكا گرد هم آمدند.
در اين نشست 3 سه روزه كه جمعه تا يكشنبه گذشته برگزار شد برخي مقام هاي سياسي و اطلاعاتي و از جمله جان ليمبرت- عضو لانه جاسوسي آمريكا و رئيس ميز ايران در وزارت خارجه كه به تازگي از اين سمت كناره گيري كرد- حضور داشتند.
بنابر گزارش ها، وابستگان طيف هاي گوناگون ضدانقلاب در اين نشست كه تحت عنوان فرهنگ آزادي هاي مدني، حقوق بشر و دموكراسي در ايران برگزار شد به هم رسانده بودند از جمله: هاله اسفندياري، مهناز افخمي، مهرانگيز كار، داريوش همايون، ايرج گرگين، پروانه آبراهاميان، علي اكبر موسوي خوئيني، فاطمه حقيقت جو، ركسانا صابري، شيرين عبادي، احمد كريمي حكاك، كريم لاهيجي، سراج ميردامادي، علي ميرسپاسي، منصور فرهنگ، جهانشاه جاويد، سهراب رزاقي، آرش نراقي، اميد معماريان، مهرداد مشايخي و...
كريم لاهيجي وكيل مدافع گروهك تروريستي منافقين در يكي از نشست هاي همايش مذكور، مذهب را دگم معرفي كرد و گفت: ذات مذهب با دموكراسي مغايرت دارد و اگر قرار باشد مذهب با دموكراسي تطبيق داده شود چيزي از آن نمي ماند.
وي ضمن اشاره به انتخاب خاتمي در سال 76 و تشكيل مجلس ششم گفت براي اولين بار در پاريس موسوي خوئيني را ديدم و به او گفته بودم مجلس ششم براي موفق شدن به عنوان پيش شرط نبايد يك آخوند (كروبي) را رئيس مجلس كند. مجلس ششم در عمل به موسسه اي به نام كميسيون اصل نود كه جايگزين دادگستري شده بود تبديل شد و اين خود تحول بزرگي بود.
آن دوره كار بزرگ موسوي خوئيني بازديد از زندان هاي مخفي جمهوري اسلامي بود(!)
موسوي خوئيني هم در سخنانش گفت اي كاش فقط كروبي بود كه مانع انجام كارها مي شد، در مجلس ششم بسياري از چهره هاي ديگر بودند كه مانعي در راه بسياري از فعاليت هاي مجلس بودند.
به گزارش صداي آمريكا، شيرين عبادي هم در سخنان خود گفت: بايد سياست حكومت را به چالش كشيد. تابوها را بشكنيد، سؤال مطرح كنيد و از جمله اين كه سؤال از نيروگاه بوشهر بپرسيد كه قرار است برق توليد كند. اين نيروگاه زيان آور است. چرا نيروگاه بادي و خورشيدي نه؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 9:6  توسط admin  |